Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 42

Warning: Undefined variable $sec_key in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /home/komunar/public_html/fa/parastin.php on line 43

Warning: Undefined variable $rootPath in /home/komunar/public_html/fa/includes/settings.php on line 49
مبارزه‌ی ایدئولوژیک یافتن چاره‌یابی است | Komunar.NET

مبارزه‌ی ایدئولوژیک یافتن چاره‌یابی است

21 Nîsan 2013 Yekşem

ایدئولوژی فقط به تعیین قوانین اساسی و کلی محدود نمی‌شود. مشخص‌تر بوده و در ارتباط با زمان و مکان می‌باشد. با طرز زندگی، درد وآلام انسان‌ها در رابطه است. مشخص بوده و جزئی از زندگی است. اما تمامی اینها بایستی همیشه با روح زمان هماهنگ باشند.

 مبارزهی ایدئولوژیک یافتن چارهیابی است. ما را در برابر تمامی بنبستها و موانع به شیوههایی که با آن بتوانیم مشکلات خود را حل کنیم، مجهز میسازد. به همین علت این مبارزه بایستی مستمر باشد. اکنون با چه مشکلاتی روبرو هستیم؟ مثلا ما مبارزه میکنیم اما اگر بُعد ایدئولوژیک آن را به کناری مینهیم، پس از گذشت یک روز، دو روز، یک ماه، یک سال متوجه میشویم که مشکلاتی پیشرویمان قرار گرفتهاند. این مشکلات از این جملهاند؛ عملیاتهای ما به پیروزی نمیرسند، تلفات نابجایی میدهیم، در زندگیمان تخریباتی بوجود میآید، بداسلوبی، اشرارگری، حزبگرایی [درون حزبی]، گروهگرایی، فرار، و عدم یکپارچگی بوجود میآیند. و بعد، از این جهت رنجور و دلنگران میشویم. و میگوییم چرا چنین چیزی بر سرمان آمد؟ به دنبال منشاء آن میگردیم. علت این همه بلایا چه میتواند باشد؟ علت آن است که ما مبارزهی ایدئولوژیک را متوقف نمودهایم. در محیط پیرامون ما همه چیز بهم ریخته شده و مجادله وجود ندارد، تمامی افکار انحرافی ظاهر میگردند؛ لیبرالیسم، خودرأیی و خودخواهی، و .... تمامی اینها باعث میشوند که این همه تخریبات بوجود آیند.

چون که اگر گریلاگری را بعنوان معیار ایدئولوژیکی مدنظر قرار دهیم، عملیات ما با موفقیت انجام گشته است. از طرز گریلا گرفته تا شکل حرکت و موضعگیری، شکل حمله، عقبنشینی، دفاع و ... همه معیار [گریلاگری] هستند. اینها به کناری، باز هم آنچه که ما را در مقابل دشمن مقاوم و نیرومند میگرداند، واقعیت سازماندهی ما میباشد. حقیقتی که بر اساس آزادی تشکل یافته است. رفاقت، برابری و شفافیت سازماندهی در تمامی ابعاد میباشد. اما متوجه میشویم که بجای آن، چیزهای دیگری بوجود آمدهاند. و این هم موجب عدم همفکری و اتحاد میشود. به این علت تجزیهگرایی، برخوردهای اشرارگری و انواع مشکلات بوجود میآیند.

این مشکلات سازمان را در برابر دشمن خود تضعیف میگرداند و بنابراین بنبست بوجود میآید. و اگر در پی منشا این بنبست بگردیم متوجه میشویم که منشا آن اهمال در مبارزهی ایدئولوژیک میباشد. و در صورت اهمال در مبارزهی ایدئولوژیک، از آگاهی بر اخلاق، معیار مبارزه، معیار زندگی خود و فرهنگ خود غافل خواهیم شد. زیرا مبارزهای ایدئولوژیک وجود ندارد، پس خود را مطابق چه چیزی محک بزنیم؟ هنگامی که متوجه این واقعیت میشویم، باید مبارزهی ایدئولوژیک خود را در میان سازمان نیرومند سازیم. ما آموزشها را آغاز میکنیم، در پلاتفرمهای متفاوت به انتقاد و خودانتقادی میپردازیم و .... اندکی جمع و جور میشویم، به قول معروف در میان سازمان میگوییم، خود را جمع و جور کردیم. و [بعد از مدتی] یک بار دیگر به وضعیت قبلی برمیگردیم. چرا برخی از بحرانها در میان ما مزمن هستند؟ زیرا با روشهایی که بطور ریشهای به گذار از آن بحرانها بپردازند، برخورد نمیگردد بلکه برخوردی موقتی در پیش گرفته میشود. مثلا گفته میشود که ما فلان و بهمان جوانب خود را مورد اهمال قرار دادیم، کار خوبی نبود باید یک بار دیگر ازسر بگیریم. و هنگامی که یک بار دیگر بازمیگردیم،  اندکی به خود میآییم. جمع و جور شدنی بوجود میآید، اندکی به خودآگاهی میرسیم، و باوری پیشبرد مییابد، اما [باز] یک بار دیگر اهمال صورت گرفته و در میان ما بحران بوجود میآید.

برای اینکه از این مسئله رهایی یابیم همواره مبارزهی ایدئولوژیک بعنوان مبارزهای ماندگار، لازم است. چنان نیست که [تنها] به مراحلی ارتباط و بستگی داشته باشد. هنگامی که آنچنان [در پیوند] با برخوردی مقطعی، [و نه همیشگی] مدنظر قرار داده شود، نمیتوان به چارهیابی دائمی برای مسائل و مشکلات دست یافت. زمانی به چارهیابی دست یافته و زمانی دیگر باز هم، سربرمیآورد. ایدئولوژی، بنیادیترین نیروی دفاعی در میان یک جنبش میباشد. همیشه راه راست را معین و مشخص نموده، راستی را از ناراستی متمایز میسازد، بنابراین زمانی که محیط سازمانی از رهنمود ایدئولوژیکی برخوردار باشد، محیطی سالم خواهد بود. در غیر اینصورت سالم نخواهد بود. چرا؟ چون که فاقد معیار بوده و معیارهای آن متفاوت میباشند. مثلا زمانی که فعالیت ایدئولوژیک در میان ما متوقف گردید، چه چیزی پیش آمد؟ طرز زندگی و طرز سازمانی متفاوت و گوناگونی سربرآوردند، که ما حتا نمیتوانستیم [آن را] محکوم نماییم. چرا؟ چون که معیاری باقی نگذاشته بودیم که مطابق آن تخطیها را محکوم نماییم. فعالیت ایدئولوژیک متوقف شده بود. مثلا اگر به فلان شخص گفته میشد، فلان مورد درست نیست، میگفت: "خیر این مورد مطابق نظر من صحیح است." یعنی هر کس مطابق خود محق بود. در صورتی که چنین برخوردهایی سبب تجزیه میگردد.

 دیگر اینکه ایدئولوژی، روحیه، معنویات و نیروی چارهیابی میآفریند. انسانی که همواره بلحاظ ایدئولوژیک خود را پرورش دهد، هیچگاه به بنبست نمیرسد و باوری خود را از دست نمیدهد. یعنی همیشه درپی چارهیابی است. از این جوانب، تداوم همیشگی مبارزهی ایدئولوژیک حائز اهمیت است. مبارزهی ایدئولوژیک، آنچنان با یک دورهی آموزشی، انتشار یک مجله، و بشکلی متناوب به نتیجه مطلوب نمیرسد. همیشه باید دارای مرکز و کانونی باشد. بایستی همیشه از فعالیت آموزشی برخوردار باشد، دارای آموزشکده و ماتریال آموزشی باشد. و همواره نیز روند این مهم پیگیری شود و مطابق آن باید پاسخگو بود. نباید راهی برای رسیدن به بنبست باقی گذاشته شود.

سومین نکته در فعالیت ایدئولوژیک، خاصتاً این فعالیت نباید از روح زمان به دور باشد. دگماتیک و قالبگرا نباشد، بلکه لازم است همراه با روح زمان بوده و مشخص و ملموس باشد. فلسفه به قوانین کلی میپردازد. مثلا فلسفه به بیان ارتباط میان ماده و روح، ارتباط میان مغز انسان و علم میپردازد. یعنی قوانین کلی را اساس میگیرد. نگرش فلسفهای که بر اساس دگماتیسم شکل گرفته باشد، در هر کشوری که حاکم گردد، در آن کشور پیشرفت علمی به وقوع نمیپیوندد. اما فلسفهای دیگر بر اساس علم، تحقیق و پژوهش و دیالکتیک در هر جای که وجود داشته باشد، [در آنجا] تمامی عرصههای زندگی پیشبرد و توسعه مییابند. فلسفه قوانین اساسی را معین میسازد. اما ایدئولوژی فقط به تعیین قوانین اساسی و کلی محدود نمیشود. مشخصتر بوده و در ارتباط با زمان و مکان میباشد. با طرز زندگی، درد وآلام انسانها در رابطه است. مشخص بوده و جزئی از زندگی است. اما تمامی اینها بایستی همیشه با روح زمان هماهنگ باشند. زمان، حرکتی است که نه متوقف میشود و نه به عقب برگردانده میشود. فاقد نیروی متوقفنمودن زمان هستیم. دینامیکی زنده است که با حرکت جامعه نیز در پیوند میباشد، جامعه نیز زنده، متحرک و دینامیک است. به این علت [صحت] تشخیص امروز ما در بارهی مسئلهای برای فردا صدق نمیکند. نسبت به امروز ممکن است که درست باشد اما ممکن است که نسبت به فردا درست نباشد. چون که معلوم نیست که فردا، چه چیزی را با خود به همراه خواهد داشت. یعنی چقدر آگاهی و چقدر موارد تازه و نو را با خود خواهد آورد. اگر امروز به درستی و یا نادرستی موردی حکم میدهیم، مطابق دادهها و دیدگاههای تحت اختیار ما میباشد. اما ممکن است که فردا این دیدگاه گستردهتر شود. یعنی آنچه را که امروز ما نمیبینم ممکن است که فردا ببینیم، و متوجه آن گردیم. این باعث میشود که ما نباید در قطعیت صحت و سقم برخی نکات اصرار ورزیم. بویژه بر مواردی که با علم مرتبط میباشند نباید اصرار ورزید. و آنها را به حرکت زمان واگذاریم. بنابراین ایدئولوژی باید با حرکت زمان مرتبط بوده و بیرون از حرکت زمان قرار نگیرد.

مثلا به ایدئولوژی دینی 1400 سال پیش اسلام، و قریب 2000 سال پیش مسیحیت، یهودیت 3000 سال پیش نظری بیافکنیم. برخی از مسلمانان، مسیحیان و یا یهودیان فاناتیک در تلاشاند تا معرفت چندهزار ساله خود را امروزه نیز متحقق سازند. در حالی که پروسهی 3000 سالهی تغییر و پیشرفت زمان وجود دارد. بنابراین ایدئولوژیای که با روح زمان همراه و همگام نباشد، آن ایدئولوژی در تضاد با واقعیت جامعه قرار گرفته و به این علت نیز بحرانزا میشود. آن [ایدئولوژی] همیشه در تلاش است تا بوسیله معیار [جزمی]، آن جامعه را که در حال پیشرفت و گسترش میباشد محبوس نماید. این دگماتیسم است، در متولوژی چنین نقل میشود: "که ظالمی وجود داشته، معیار و ملاکش تختهچوبی بوده است که اندازهای استاندارد [مدنظر] داشته است، انسان را گرفته و اگر انسان بلند بوده باشد مطابق آن تخته چوب اضافه آنرا میبرید. اگر کوتاهتر از آن بوده باشد، آن را میکشید، اما تختهچوب را مورد بازبینی قرار نمیداد."  چنین میماند که امروزه شخصی که شمارهی پایش 40 و یا 45 باشد، نه مطابق پاهایش کفش بگیرد، بلکه مطابق شمارهی کفش، پای خود را کوتاه کند. دگماتیسم حرکت زمان را مدنظر قرار نمیدهد. به این دلیل که آگاهی و شکلدهی ذهنیتی خود را بر اساس تغییراتی که در گذر زمان حاصل آمده، مورد بازبینی قرار نمیدهد، بلکه به شکلی زمخت، ازبر و بر اساس روایات [و نقل قولهای سینه به سینه]، انجام می‌‌دهد. از نسلی به نسلی دیگر [بصورت ابلاغ] ادامه مییابد، انتقاد، بازبینی و مورد مواخذه قرار دادن، وجود ندارد بلکه [آگاهی و ذهنیت شکل گرفته] ابلاغ میشود. پدر ومادر به فرزندان خود چنین گفتهاند، فرزندان نیز به فرزندان خود همان چیز را گفته، و به همین ترتیب [این قالب معرفتی] از نسلی به نسلی دیگر ارایه میگردد. و زمانی که با حقیقت در تضاد قرار میگیرد در تلاش است تا با روشهای خشن خود را تحمیل نماید. مثلا واپسگرایان اسلامی ـ سلفی چگونه برخورد مینمایند؟ 1400 سال از دوران پیدایش اسلام گذشته است، طرز زندگی و نوع اندیشه دگرگون شدهاند و شاهد وقایع مشهود هستیم. و انسانها میگویند که ما میخواهیم بدین شکل زندگی کنیم، اما آنها میگویند خیر بایستی آنگونه که ما میخواهیم، زندگی کنید. و هنگامی که مورد پذیرش قرار نگیرد از خشونت استفاده میکنند.

ایدئولوژی بایستی باز و فراخ باشد، مثلا در ادیان لوح محفوظ وجود دارد، یعنی بشکل حفضیات و ازبر است بهطوری که سابقاً میگفتند: "تقدیر هر کس بر پیشانی او حک شده است." یعنی تابلویی که تغییر نمییابد و بطور ثابت باقی میماند، اراده مطلق خداوند بوده و لایتغیر میباشد. و برخوردهای دیگری همچون [قالبهای فکری] امام محمد غزالی و ارسطو در علم و فلسفهی قدیم، برای ذهنیت انسانها چنین تعریفی داشتند: "ذهنیت انسان عبارت از این مقدار [توانایی و ظرفیت] است. به نقطهی پایان رسیده و بسته میگردد." یعنی حق دریافت موردی نو را ندارد. در حالی که ایدئولوژی باید مقولهای باز باشد. یعنی هدایتکننده جهت منافع اجتماعی بوده و از آن دور نگردد، رهنمای آزادی، آگاهی، سازماندهی و دفاع از جامعه باشد. اما این مهم بایستی با حرکت زمان بر اساس پیدایش موارد نو، همواره قادر باشد که خود را تجهیز، تزئین و تجدید نماید. دگماتیسم مدام [با گذشتهگرایی واپسگرایانهی خود، تاریخ حال و آینده را] با شکست مواجه میسازد. تفکری که بر انتقاد و ازنوخودسازی، باز نباشد، دچار بحران میگردد. چون که زمان، طرز زندگی و اندیشهی انسانها تغییر مییابند، اما تفکر دگماتیک، همچنان مثل خود باقی میماند. به این علت دیگر انسان واقعیت را در آن اندیشه نمیبیند. مثلا اندیشهی مارکسیسم ـ لنینیسم چنین میگفت: "پرولتاریا و بورژوا با هم در چالش و تضادنداند. در نتیجهی مبارزهی میان هر دو طبقه، پرولتاریا به پیروزی دست مییابد و بدین صورت به سوی کمونیسم گذار صورت میگیرد." این یک تشخیص است. اما تمامی پیشرفتهای بعدی اشتباهآمیز بودن این تشخیص را نمایان ساختند. یعنی آشکار گشت که مسئله فقط به بورژوازی و پرولتاریا محدود نمیشود، روستائیان و کشاورزان، محصلین و طبقات گوناگونی وجود دارند. نمیتوان به همه فقط از چشمانداز پرولتاریا نگریست. و همه نمیتوانند با رهنمود پرولتاریا خود را ابراز و ایضاح نمایند. مثلا زنان، این یک واقعیت است که زحمتکش و کارگر هستند اما در عین حال نیز، زن هستند. بنابراین فقط با فسلفهی پرولتاریا نمیتوانند خود را ایضاح نمایند. صحیح است که روستایی انسانی زحمتکش است، اما نتیجتاً روستایی است. دینداران و ... نیز همچنین.

به همین دلیل اثبات گشت که استحالهی یک جامعه در درون یک طبقه درست نیست. اما مارکسیسم، در نمود رئالسوسیالیسم هیچگاه آن مجال را به مورد بازبینی قرار دادن خود نداد، این است دگماتیسم. انسانهای دگماتیک ابلاغ کردن و ارجاع نمودن را اساس میگیرند، میگویند: "مارکس و لنین چنین گفتهاند بنابراین حقیقت همان است که آنان ذکر نمودهاند." [دگماها] مورد مواخذه قرار گرفتن را نمیپذیرند. در حالیکه آگاهی و علم جدیدِ پدید آمده، بیانگر آن هستند که این گفتهها و تشخیصها در بستر جامعه، واقعیت ملموس نمیباشند. مبهم و مجرد بوده و دارای معنایی نیست. آنگاه میگوید: "پس جامعه باید مطابق آن خود را تغییر دهد و مهندسی آن تغییر یابد." اگر با رضای دل این نگرش را نپذیرفت آنگاه به زور تحمیل میشود. یعنی خلق به دستبرداشتن از مسجد و کلیسا رضایت نمیدهد، برای دعا و عبادت بدانجا میروند، آنوقت ورود و تجمع [در آن اماکن را] ممنوع اعلام میکنند. مثلا روستائیان از طرز تولید خود دست برنمیدارند، میخواهند مطابق میلشان به تولید و امرار معاش خود بپردازند. سیستم نمیپذیرد و میگوید: "بایستی مطیع برنامهی [سوسیالیسم] باشی." توان اقناع ندارد، بنابراین به زور متوسل میشود. زور هم اجرائیه سالمی بوجود نمیآورد. زور نیز موجب دژنراسیون میشود. دزدی، تخریبات، بیباوری، فتنه، فساد و ... را بههمراه خواهد داشت. جهت کنترل آنها نیز، بایستی [سازمانهای] پلیسی، جاسوسی ـ امنیتی و عرصهی عریض و طویل بروکراسی را بوجود آورند. بدین شکل جامعه تحت ضبط و ربط قرار میگیرد.

ایدئولوژی بایستی بهروی دگرگونی و بازآفرینی خویش گشوده باشد. انسان همواره واقف بر این باشد که از آگاهی محدودی برخوردار است. فردا موارد تازهای را با خود بههمراه خواهد داشت، بنابراین بایستی در برابر آن آماده باشد. و مطابق آن خود را از نو بیافریند. توجه کنیم که طبقه فرادست هنگامی که درمییابند با روشهای قبلی نمیتوانند بر روی جامعه تحکم نمایند، متحول میشوند. با لیبرالیسم و روشهای مختلف، متغیر و دگرگون میشوند. طبقات فرودست نیز اغلب نمیتوانند خود را [جهت نوسازی] تغییر دهند، به این دلیل مبارزهیشان با شکست مواجه گشته و یا تضعیف میگردد. و در برابر قشر فرادست نمیتوانند به پیروزی جدی دست یابند. به این دلیل ایدئولوژی بایستی بغایت از دگماتیسم فاصله بگیرد. نه قالبگرایی، اقتباس و نقل کردن و ازبر بلکه، مورد مواخذه قرار دادن، انتقاد، یادگیری، و نوشدن اساس گرفته شود. یعنی ایدئولوژی بایستی مشخص و ملموس بوده، و بیانگر مواردی مشخص باشد. نه اینکه مبهم و غیرقابل فهم باشد. ...

برگرفته از کتاب ایدئولوژی اثر شهید رستم جودی

 


Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42