نقش علم، وجدان و خِرد در ایدئولوژی
30 Nîsan 2013 Sêşem
بنابراین مبارزهی ایدئولوژیک آن است که انسانها را به خودشناسی برساند. حقوق انسان چیست و زندگی انسانی به چه معناست؟ ارزشهای زندگی انسانی چه میباشند؟ جغرافیا، بدن، مغز، زبان، و زندگی اکولوژیکِ صحیح، تمامی اینها ارزشهایی حیاتی هستند که بدون یکی از آنها، انسان نمیتواند زندگی سالمی داشته باشد

در مسئلهی ایدئولوژی نکته دیگری که باید اساس گرفته شود، تامل نمودن بر جنبه وجدانی و علمی است. یعنی ایدئولوژی بایستی حاوی [این] دو مورد اساسی باشد. وجدان و عقل انسانها را بیدار و بارور نماید. ایدئولوژیای که به این مسائل نپردازد به خوبی پیشبرد نخواهد یافت. اگر مبارزه و فعالیت ایدئولوژیک در کشوری نخست موجب غنیسازی وجدان و ثانیا ً سبب بازتر نمودن عقل انسانها نشود، پس آن فعالیت ضعیف و ناکارآمد است. هر چند که فعالیتهایی نظیر انتشار کتاب، روزنامه و فعالیتهای رسانهای، پروپاگاندا و آژیتاسیون وجود داشته باشند نیز، اگر در خدمت موارد فوق قرار نگیرند، پس ضعیف و ناکارآمد می مانند.
اکنون به چیستی وجدان و عقل (خرد) بپردازیم، قبل از هر چیز [باید گفت] عقل از ساختاری منعطف برخوردار است. باورکرده، متغیر و متحول میشود، و جهت نظرات مختلف باز میباشد. اما امروزه نظریه با روشهای مختلف و متفاوت ارایه میشوند. مثلا رسانههای ارتباطی آنقدر پیشرفت نموده که تمامی انسانها محکوم به دریافت آگاهیهای بسیاری هستند. و آگاهیهای بسیاری با هدف جهتدهی، توجیه و تطابق با منافع طبقهی حاکم ارایه داده میشوند. تمامی آنها نیز عقل انسانها را مورد هدف قرار میدهند. چنین نیروی رسانهای بزرگی در جهان عقل را مورد هدف قرار میدهد، حال این عقل بایستی محافظت شود؛ بایستی در برابر حملهی امپریالیسم و اقتدارگرایان که در صدد به انحراف کشیدن و جهتدهی عقل انسانها مطابق با منافع خود در راستای تحکم بر آنها هستند، محافظت شود.
محافظت به چه اشکالی صورت میگیرد؟ با دیوارها محافظت انجام نمیشود. اتحاد جماهیر شوروی دیوارهای بسیاری ساخت اما محافظت نشد، بنابراین با احداث دیوارها نمیتوان از [سیالیت خرد و حقانیت وجدان] محافظت نمود. قطعاً با زور و شکنجه و ... نیز حفظ نخواهد شد. مثلا زمانی در چین گفتند: که "ما انقلاب فرهنگی انجام میدهیم. کسانی که موسیقی پاپ و یا به فلان و بهمان موسیقی گوش فرا دهند و یا کسانی که فلان البسه را بپوشند، به زندان افکنده خواهند شد." حتا این کار را هم انجام دادند، آیا نتیجهای دربر داشت؟ خیر! پس عقل با چنین اجرائیات خشنی محافظت نمیشود. عقل با چه چیزی محافظت میشود؟ با یافتن آگاهی درست، محافظت میشود. یعنی باید در برابر حملات منحرفکننده، منحطکننده (دژنراسیون) و جهتدهنده مطابق [منافع] امپریالیسم و طبقات استعمارگر وحاکم، خرد جامعه و خلق خود را با آگاهی نو، درست و سالم مجهز ساخت. بایستی [واقعیت] فکر مخرب و انحرافی که در تضاد با منافع انسانی است، را برملا ساخت. بنابراین ایدئولوژی یافتن مدل زندگی نوین میباشد و ذهنیتی باز [فراخ]، انکارگرایی محض نیست چون که چنین برخوردی ناموفق خواهد بود. اتحاد جماهیرشوروی و چین [این نوع نگرش را] رد کردند اما به موفقیت دست نیافتند. امروزه هم اگر ما به انسانی بگوییم، "رفیق به این موزیک بد گوش نده." بگوید خب گوش نمیکنم اما برود در جای دیگری بدان گوش دهد و یا از طریق رادیو و ... گوش دهد. پس برخورد ایدئولوژیک بدین شکل امکانپذیر نیست.
مورد مهم یافتن آلترناتیو است. یعنی زمانی که اندیشهای را برای انسانها تعیین نمایی، بدان باور کرده، واقعیت و حلقه گمشده خود را در آن بیابند، آنگاه میتوان به موفقیت دست یافت. آن هم بایستی در کار انتقال و تاویل اعتمادبه نفس داشته باشی. آگاه و عالم باشی، مثلا اکنون بسیاری از رفقای ما در جاهای مختلفی به پروپاگاندا میپردازند، اما خود بدان باور ندارند. بدین جهت پروپاگانداهایشان برای انسانها باورمندانه نخواهد بود و نمیپذیرند. یا میخواهند موارد نوینی را به انسانها ارایه دهند، اما روش آن را نمیدانند چون که خود را آماده نکرده و پرورش ندادهاند. به این دلیل در ارایهدادن، با ضعف و کاستی روبرو میشوند. برای مخاطبان معماگون خواهد بود زیرا خود نیز نمیدانند چه میگویند. بدین جهت ایدئولوژی بایستی ابزاری بیابد تا از طریق آن بتواند، خود را به مغز انسانها برساند. این از بُعد عقل و مغز است. اما جنبه مهمتری وجود دارد و آن هم جنبهی وجدانی است.
فعالیت ایدئولوژیکی ما بایستی در خدمت غنا و بیداری وجدان قرار گیرد. غنای وجدان به چه معناست؟ غنای وجدان ارتقای سطح حساسیت و هشیاری در برابر ارزشهاست. هنگامی که حساسیتم در برابر ارزشها بسیار باشد، به معنای باوجدان بودن من است. اما اگر حساسیت من ضعیف باشد، باوجدان نیستم.
مبارزهی ایدئولوژیک حساسیت انسانها را در برابر ارزشهایشان ارتقا میدهد. مثلا تاریخ کُردستان وجود دارد، و ملت کُرد برای یافتن تندیس، اثری باستانی، سنگی نقش و نگاردار، سکهای و استخوانی بسیج شده است اما نه برای اینکه همچون یک ارزش ملی از آن حفاظت نماید بلکه آن را به یک تاجر آثار باستانی بفروشد. این به معنی عدم حساسیت در برابر ارزشها است. زیرا بر اینکه ارزشهای خود را به فروش میگذارد، آگاه نیست. مثلا روزنامهای دانمارکی کاریکاتوری از حضرت محمد به تصویر کشید. مسلمانان چه کار کردند؟ در تمامی جهان کالاهای کشور دانمارک را بایکوت کردند، به دفاتر و سفارتخانههای متعلق به این کشور یورش بردند، راهپیمایی و تظاهرات راه انداختند، و در این اثنا تلفاتی بوجود آمد. اما رسانههای دشمن مثل "روزنامهی ستار" هر روز ارزشهای کُردی را به استهزا گرفته، در سرتیتر روزنامههایشان عنواینی با مضمون حقارت درج میکنند، با این حال کُردها عصیان نمیکنند و بپا نمیخیزند. چرا؟ چون که در برابر ارزشهای مادی و معنویشان حساس نیستند. خلقی که ارزشهای خود را بشناسد، چگونگی دفاع از ارزشهایشان ـ زمانی که مورد هجوم واقع میشوند ـ را میدانند. چون که خود را بخوبی پرورش دادهاند، بدین جهت از خود واکنش نشان میدهند. اما کُردها بسیار معمولی و سطحی برخورد میکنند. ارزشها مورد هجوم قرار میگیرند اما در برابر آن دفاع و مقاومتی صورت نمیگیرد. این مسئلهی مهمی است که البته باید بر روی آن تامل نمود..
باید ارتباط ایدئولوژی را با وجدان و خرد بخوبی نشان داد. ایدئولوژی داری عرصههایی است، با چه چیزی ایدئولوژی در میان جامعه گسترش یافته و به جامعه واگذار میگردد؟ با رسانهها، کتاب، انتشارات، پروپاگاندا و آژیتاسیون و ... . این ابزار بر روی چه مواردی تامل خواهند کرد؟ چگونه برای جامعه فایدهبخش بوده، از چه طریقی بتوانند این جامعه را در مقابل دشمن خود ارادهمند نمایند؟ نخست، زمانی که در خدمت غنای عقلانی آن جامعه قرار گیرد، تا خلق آن جامعه با آگاهی درست و علمی ناشی از کارکرد [این ابزار] بتوانند نیکی و پلیدی را از هم متمایز سازند. و دوم از طریق غنینمودن وجدان، این عملکرد را به انجام برساند. این جنبهی وجدانی برای ما به مثابهی انسانهای کُرد بسیار حائز اهمیت است. به ویژه برای ما همچون انسانهایی انقلابی و عضو جنبشی مبارز بسیار مهم است.
موارد بسیاری وجود دارند که به نظر ما نُرمال و معمولی میآیند. در حالی که هرگز نباید برای ما نُرمال باشند. علت غیرمعمولی بودن آن موارد چیست؟ علت آن این است که بلحاظ وجدانی ما در درون غفلت و یا قحطی بسر میبریم. بدین لحاظ غنایی وجود ندارد. غنای وجدان، به معنای این میباشد که اگر به نحوی هر ارزش ملی در معرض حملهای هرچند کوچک هم قرار گیرد، بایستی با واکنشی جدی بدان جواب داد. مثلا ارزشهای فرهنگی، زبانی، جغرافیایی، تاریخی، باستانی و اکولوژی و هر ارزش دیگری، هنگامی که مورد تهاجم و غارت قرار گیرد، باید از طرف آن جامعه با راکسیون و واکنش جدی پاسخ داده شوند. آنگاه [میتوان گفت] ایدئولوژی انسانها را با ارزشهایش پرورش داده و ارزشها را در ذهن انسان جای میدهد. مثلا من کُرد هستم و دارای تاریخ، فرهنگ، زبان و سرزمینی مختص به خویش هستم. این [ارزشها] برای تمامی کُردها در حکم مصداقی مشترک میباشد.
خارج از دایرهی هویت کُردی، این پرسش مطرح میشود که من به کدام قشر اجتماعی متعلق هستم؟ مثلا روستایی، کارگر، محصل، جوان، بزرگ، زن، و یا مرد هستم. و هر یک از این اقشار به نوعی حساسیت [و دغدغههای] مختص به خویش را دارند. مثلا حساسیت یک زن با یک مرد متفاوت میباشد. حساسیت یک جوان نسبت به بزرگترها متفاوت میباشد. اما مثلا اگر در یک جامعه، زن و مرد و یا جوان و پیرِ آن همچون هم زندگی کنند، پس در آن جامعه حساسیت مرده است. اگر جوان در تکاپو نباشد و موانع پیشروی خود را برندارد، قید و بندها را نشکند و همچنین زنان به دنبال آزادی نباشند، و جامعه در برابر ارزشهای مادی و معنوی خویش حساس نباشد، آنگاه [میتوان گفت] آن جامعه مرده است. بنابراین بایستی این [ویژگیها] را در جامعه بکاریم. زیرا [ویژگیهای مذکور] مورد غارت قرار گرفتهاند و ما نیز باید از نو آنها را در [وجود] انسانها بکاریم. و هشیاری جامعه را پیشبرد دهیم، موارد بسیاری وجود دارند که هشیاری را رشد نمیدهند کاملا بالعکس عدم هشیاری و رخوت را گسترش میدهند. مثلا دقت نماییم که در جاهایی هنرمند، نویسنده، و ... هستند، اما مشاهده میکنیم که طرز منفعتطلبی را برای خود اساس میگیرند. تلاششان در این جهت نیست که انسانها را در برابر ارزشهای خود هشیار و حساس نمایند، نیروی مبارزه را در میان انسانها تعمیق نبخشیده، و روحیهی مقاومت را در میان جامعه ارتقا نمیدهند. این موارد را اساس نمیگیرند، بنابراین نمیشود [کار آنان را] همچون فعالیتی ایدئولوژیک برشمرد.
فعالیت ایدئولوژیکی که باعث غنای وجدان نشود، فعالیت ایدئولوژیکی نیست. مثلا اگر در محیطی زندگی میکنم و در آن محیط جنسیتگرایی اجتماعی وجود داشته باشد، و من هم آن را امری کاملا طبیعی بپندارم، این سوء برداشت، بیانگر آن است که ارزش اجتماعی در وجود من ضعیف بوده که چنین چیزی را طبیعی میبینم. مثلا اگر حقوق زنان پایمال شود و آن را ظلم، به حاشیهراندن و انکار نبینم و بگوییم: "چنین بوده و چنان خواهد شد." واکنشی از خود نشان ندهم و آن را امری طبیعی بیابم، همچنین، اگر در جامعهای جوانان فاقد افق، غیر فعال، بیحرکت و ایستا باشند، انزوا و یا تقلید را اساس کار خود قرار داده باشند و صرفاً نظارهگر باشند، بیوجدانی است.
اگر سرزمینی غارت شود، انسان بر انسان تحکم نماید، زبان و فرهنگی انکار شود، رسانهها [و دستگاهها] سیاهنمایی و رسوا کردن را پیشه کنند، و در مقابل واکنشی وجود نداشته باشد، بیوجدانی است. مثلا امروزه تمامی سریالهای تلویزیونی ترکها از کانال اسلامگرایان گرفته تا کانالهای دولتی در راستای رسوا کردن، انکار کردن و رنجیده نمودن و حقارت به کُردها تهیه و پخش میشوند. بهرغم آن برنامههایی که بیشترین بیننده را در کردستان به خود اختصاص میدهند، نیز همان سریالها هستند. بیوجدانی این است. بیوجدانی هنگامی رخ مینماید که انسان از وخامت وضعیت خود لذت ببرد. اگر ملتِ دیگری در جهان به جای کُردها میبودند، همه روزه با راهپیمایی و تظاهرات خود، کانالهای تلویزیونی را بایکوت کرده، به مراکز پخش و تهیهکنندگان آن حمله میبردند و حق خود را میطلبیدند. اینها دلیلی برای مقاومت، عملیات و سرهلدان (قیام خلق) میباشند. اما در نزد ما بعنوان دلیلی برای بپاخیزی دیده نمیشود. احساس [و ادراک] مُرده است، مثلا به یک روستایی کُرد میگویی: "فرودست هستی، و دشمنی وجود دارد،" میگوید: "دشمن وجود ندارد، چرا؟ چون که من در روستا به امرار معاش خود و خانواده خود میپردازم و کسی با من کاری ندارد، پس دشمنی ندارم." یعنی معنا و مفهوم زندگی انسانی را آنقدر فروکاستهاند که انسانها غیر از [تامین نیازهای حیوانی] در طلب چیز دیگری نیستند. خب، به مثابهی یک زندگی بیولوژیک، ازدواج کرده، بچه به دنیا آورده، بر روی زمینهای خود کار کرده و به خانه خود برمیگردد، میخورد و میخوابد و کسی با او کاری ندارد. اما این یک زندگی بیولوژیک، [در معنای] حیوانی است. اما خارج از این محدوده، مسائل هویت کُردی، موجودیت فرهنگی ـ اجتماعی و سرزمینی به نام کردستان نیز در میان است. این انسان کُرد باید با ارزشهای ملی و فرهنگی خویش زندگی نماید؛ با زبان خود، ابراز وجود نموده و خود، [جامعه و امورات] خویش را مدیریت نماید، تمامی اینها وجود ندارند، با این حال از دست رفتن آنها را برای خود به مثابهی [وجود استعمار و] دشمنی درنمییابد. چرا؟ چون که نسبت به ارزشهای هویت کُردی عدم احساس و ضعف هشیاری وجود دارد.
در جاهای بسیاری انحراف و کژراههی بزرگی وجود دارد. مثلا در شهر "حکاری" یک بچه توسط پلیسها مورد شکنجه قرار گرفته و دستش را میشکنند، اما در "آمد، ملاتیا، درسیم و دیگر شهرهای کُردستان" کسی بهپا نمیخیزد. و یا در شهر "درسیم" چنین اعمالی انجام میشوند، ولی در "ماردین" واکنشی انجام نمیگیرد. این هم عدم هشیاری نسبت به ارزشها است. اعمال پلید و تجاوزهای بسیاری انجام میشوند، لیکن ما متوجه آن نمیشویم. توجه کنید که در شهر "سیرت" رییس شهرداری و بیشتر اعضای مجلس طرفدار ما هستند، و بیشتر انجمنها از آنِ ما هستند، یعنی اکثر پُستهای مدیریتی در آنجا متعلق به ما است. اما وقایع تجاوز در "سیرت" را روزنامهی "حریت" منتشر میکند. چرا؟ چون که نزد کُردها حساسیت در برابر تجاوز مرده است. یعنی امری نُرمال [و معمول] شده و بدان عادت کردهاند. دشمن به دختربچههای 11، 12 ساله تجاوز میکند و نُرمال خوانده میشود. واکنشی انجام نمیشود، در حالیکه این میبایست به، بهپاخیزی تمامی کردستان منجر شده و روزها روند عادی زندگی متوقف میشد. عادتا میبایست جهان را زیر و رو میکردند، اما چنین چیزی در میهن ما انجام نمیشود.
بنابراین مبارزهی ایدئولوژیک آن است که انسانها را به خودشناسی برساند. حقوق انسان چیست و زندگی انسانی به چه معناست؟ ارزشهای زندگی انسانی چه میباشند؟ جغرافیا، بدن، مغز، زبان، و زندگی اکولوژیکِ صحیح، تمامی اینها ارزشهایی حیاتی هستند که بدون یکی از آنها، انسان نمیتواند زندگی سالمی داشته باشد. دستیازی [تهاجم] بر یکی از آنها، باید مسبب واکنش، تظاهرات، بپاخیزی، مقاومت و مبارزه شود. در برابر عمل تجاوز کسی از خود واکنشی نشان نمیدهد. و ما باز هم میگوییم که روزنامه، هفتهنامه، مجله، رادیو و کانالهای تلویزیونی داریم، حتا مجالس شهرداری و ... نیز متعلق به ما است، اما همه بیهودهاند، چرا که واکنش و وجدان وجود ندارد، اگر وجدان وجود نداشته باشد چه میتوان انجام داد. اگر وجدانی حساس، هشیار، غنی و هشداردهنده وجود نداشته باشد که در برابر دستیازیها آگاه بوده و بتواند مقاومت نماید، چه فایدای دربر خواهد داشت. در اینجا است که باید با مبارزهی ایدئولوژیک انسانها را پرورش داد. بسیاری نیز همچون سیستم موجود [حاکم در ترکیه] میاندیشند. مثلا در "ماردین" (که رهبری مغدوره عنوان میکنند)، دختری از طرف چندین پلیس و ماموران دولتی مورد تجاوز قرار گرفته است. اما میگویند: "[این تجاوز] با رضایت خود او انجام شده است." چه ارتباطی با رضایت دارد؟ مگر چند سال سن داشت که بتواند تصمیم بگیرد؟ با گرسنگی، حقارت و زجرکشی و بیواقتدار به خود وابسته نموده، و بعد هم میگوید که "خود قبول کرده احتیاجی به محاکمه نیست." بیوجدانی این است. ایدئولوژی، شناساندن ارزشها به انسان است. قابل مشاهده نمودن آنها و بالا بردن حساسیت، نسبت به آن ارزشها است. بنابراین اگر حملهای چه کوچک و چه بزرگ بر روی آن ارزشها صورت گیرند، بتواند از خود مقاومت نشان دهد. بایستی این اساس کار قرار گرفته شود. ...
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 37
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 38
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 39
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 40
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 41
Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/komunar/public_html/fa/includes/reklamlar.php on line 42
