دین و تأثیر آن بر مسئله‌ی كُرد در مناطق جنوبی شرق كردستان

25 مه 2011 چهارشن

یكی از اساسی‌ترین گام‌های دموكراتیك در كل خاورمیانه، كردستان و ازجمله مناطق جنوبی شرق كردستان، تلاشی عظیم در راستای بازگشت این ادیان و مذاهب به جوهره‌ی خویش است

 

 

 

 

 

 

 


دین و تأثیر آن بر مسئله‌ی كُرد در مناطق جنوبی شرق كردستان

بخش اول

 

در مقاله‌‌ای با عنوان «نظری بر مسئله‌ی كُرد در مناطق ایلام، كرماشان و لرستان» كه در شماره‌ی پیشین مجله‌ی ولاتی ئازاد چاپ گردید، برخی ابعاد مؤثر بر مسئله‌ی كُرد در مناطق جنوبی شرق كردستان به‌طور اجمالی بررسی گردید تا سیمای سیاسی‌ـ اجتماعی این منطقه‌ را تا حدودی روشن گردانیم. تنوعات فرهنگی‌، گویشی، مذهبی و آیینی این منطقه بسیار است و تحلیلات جامعه‌شناختی‌ای كه با محوریت مسئله‌ی كُرد در زمینه‌ی این مناطق صورت گرفته‌اند بسیار نادرند. به‌طور مثال در بسیاری برنامه‌های كُردی تلویزیون‌های مختلف، مقالات و سایت‌های اینترنتی در خصوص  این موارد بحث می‌شود اما متأسفانه این مباحث اكثراً به حاشیه كشیده می‌شوند. یعنی هنوز محوریت موضوع را مستحكم ننموده‌ و رهنمودی عملی برای مقابله‌ با استحاله‌ی زبانی و فرهنگی ارائه نكرده‌اند كه به مسیر انحرافی كشانیده می‌شوند؛ مثلاً لُرها چه جایگاهی در میان كرمانج، سوران و كلهر و لك دارد. یا مثلاً به این بحث می‌پردازند كه فلان رسم‌الخط كُردی بهتر است یا بهمان. حال آنكه معضل اساسی مناطق یادشده این است كه تحت شدید‌ترین تهاجمات فكری، ایدئولوژیك، سیاسی و فرهنگی‌اند؛ اراده‌ی آنان درهم‌شكسته، هر روز با فشار و حقارت و ذوب و نابودی رویارویند. بنابراین پیش از هرچیز قرائت صحیحی از مسئله لازم است. تا شخصیت‌ شكل‌گرفته در این مناطق مورد واشكافی و حلاّجی قرار نگیرد چگونه می‌توانی آنان را به مقابله با سیاست‌های مخرّب نظام جهانی واداری؟! این سؤالی است كه بایستی از روشنفكران، زبان‌شناسان و سیاسیون این مناطق پرسید. اما متأسفانه آنان این واقعیت را نمی‌بینند. از همین رو تلاش‌هایشان نیمه‌كاره، كم‌نتیجه و نهایتاً مقطعی و بی‌فرجام ‌می‌مانند. اكنون به بررسی مسئله‌ی دین و ارتباط آن با مسئله‌ی كُرد در مناطق جنوبی شرق كردستان بپردازیم.

مناطق جنوبی شرق كردستان هم از لحاظ تنوع گویش‌های كُردی، آداب و سنن فرهنگی و گستره‌ی جغرافیایی و اقلیم متنوع است و هم از لحاظ گوناگونی آیین‌ها و مذاهب.

این آیین‌ها و مذاهب در گذشته‌ای دور در زمینه‌ی حفظ جامعه در مقابل نظام قدرت‌مدار دولتی نقشی اساسی ایفا نموده‌ و خصائل دموكراتیك بسیاری در محتوای خویش داشته‌اند. اما به‌مرور زمان این آیین‌ها و مذاهب از جوهره‌ی راستین خود خارج گردانده شده، دولتی‌شده یا به انفعال و درخودفروبستگی‌ گرفتار گشته‌اند.

یكی از اساسی‌ترین گام‌های دموكراتیك در كل خاورمیانه، كردستان و ازجمله مناطق جنوبی شرق كردستان، تلاشی عظیم در راستای بازگشت این ادیان و مذاهب به جوهره‌ی خویش است. اولاً بایستی این مذاهب از حالت ابزارشدگی برای دولت خارج گردند ثانیاً بایستی خصیصه‌های دموكراتیك، كمونال(جمعی) و مقاومت‌گرانه‌ی آنها احیا گردند و پیروان این ادیان و مذاهب دیگربار بتوانند وارد فعالیت‌های عظیم اجتماعی گردند ثالثاً این ادیان و مذاهب باید در چارچوبی فرهنگی احیا گردند و از سیاسی‌شدن آن‌ها جلوگیری كرد. اما پیروان این ادیان و مذاهب لازم است خود از حالت بی‌سیاستی و گریز از سیاست خارج گردند. مثلاً تشیع باید از حالت سیاسی‌شده و دولتی خارج گردد اما كُردهای شیعه‌ از حالت جمود و سكوت كنونی خود بیرون آیند و در مقابل هرگونه سیاست‌های نابودی فرهنگی و بی‌ارادگی به‌پا خیزند.

همچنان‌كه رهبر آپو می‌گوید: «... مورد حائز اهمیت این است كه جان گرفتن فرهنگ سنتی دین را تماماً به‌عنوان نیروگرفتن واپسگرایی تلقی ننمود. به تناسبی كه در برابر مدرنیته و گرایش دولت‌ـ ملت به قیام برخیزند، مضمونی دموكراتیك خواهند داشت. همچنین نمی‌توان از این امر نیز اغماض نمود كه بازنمودگر شریان‌های قوی اخلاقی نیز می‌باشند. توجه به این رویدادها و كار بر رویشان به‌عنوان یكی از فرهنگ‌هایی كه مدرنیته بسیار به بازی گرفته و تحت استعمار قرار داده است،‌ از نظر مدرنیته‌ی دموكراتیك حائز اهمیت هستند.»

هرچقدر مذاهب و آیین‌ها بتوانند خلق‌ها را در برابر نظام‌های ظالم به قیام وادارند ارزشمند خواهند بود. با توجه به اینكه جوهره‌ی اصلی ادیان، مخالفت با نظام‌های ستم‌پیشه و حمایت از اقشار و طیف‌ها فرودست بوده است، بایستی ملاك زنده‌بودن، پویایی، ارزشمندبودن هر دین و آیینی را در ویژگی ظلم‌ستیزی‌اش جست. همچنین وقوف بر این نكته مهم است كه اشخاصی كه به شیوه‌ای دورویانه دین را واسطه‌ای ابزاری برای جای‌گرفتن در دستگاه دولت‌های دینی قرار می‌دهند نمایندگان راستین دین نیستند. همچنان است كه در ایران علی‌رغم اینكه سنگ مخالفت با مدرنیته‌ را بر سینه می‌زنند اما به قول رهبر آپو مدرنیته را از صافی مذهب شیعه گذار داده و آن را در جامعه بسط می‌دهند. حال آنكه تمامی پیكان‌های زهرآلود مدرنیته، رو به شالوده‌های اصیل دینی نشانه رفته‌اند.

اگر مذاهب و آیین‌های موجود در مناطق جنوبی شرق كردستان از حالت ابزاری برای عوام‌فریبی و تفرقه میان كردهای این بخش از كردستان با دیگر مناطق كردنشین كردستان خارج گردند آنگاه می‌توان با دیدی پذیرنده به آنان نگریست. هر دین و مذهب تا آنجا كه به جامعه خدمت نماید یعنی كاراكتر اجتماعی و فرهنگی خود را حفظ كند زیبا و قابل قبول است. اما در مناطق یادشده، دین و مذهب چنان از ماهیت اصیل خود خارج شده كه تا سطح عبادتی روزانه تقلیل داده شده است.

انحراف اساسی‌ای كه در مذهب تشیع صورت گرفته این است كه از حالت مذهب محرومان، فقرا، مقاومت‌گران قبیله‌ای، آزادی‌خواهان و اقشار فرودست خارج گردانده شده و آن را به مذهب دولتی مبدل ساخته‌اند. دین دولتی نمی‌تواند برابری‌طلب و آزادی‌گستر باشد. زیرا ماهیت دولت با برابری و آزادی راستین در تضاد است. دولت، نهاد انحصارگر اقشار فرادست است بنابراین نمی‌تواند منافع طبقات فرودست را مورد توجه قرار دهد. رهبر آپو دولت را در كلی‌ترین تعریف اینچین بازمی‌شناساند: دولت= محصول و ارزش اضافی + ابزارهای ایدئولوژیك + ابزارهای اعمال زور + هنر مدیریت. اگرچه مذهب تشیع نوعی واكنش اجتماعی در برابر اسلام رسمی بوده اما دولتی‌شدن آن، ویژگی‌های خلق‌مدارانه‌اش را از آن سلب نموده است. بدین ترتیب برخی اشكال عبادی و شعایر و آداب روزمرّه را باقی گذارده و خصلت ستم‌ستیزی آن را دچار محافظه‌كاری گردانیده‌اند. این در حالی است كه هر دین و مذهبی و خاصه تشیع، در اصل تریبون آزادی‌خواهی خلق‌ها بوده‌اند. هرگاه پادشاهی جبّار، ظلم خویش را به اوج رسانیده، دین تازه‌ای نیز ظاهر گشته است. هرگاه نمرودی به خونریزی پرداخته، ابراهیمی نیز سربرآورده است و هرگاه فرعونی ستم خویش را از حد گذرانیده، موسی‌ای نیز قیام نموده است. از همین رو درك انحرافاتی كه دولت و نظام قدرت‌طلب در دین و مذهب ایجاد كرده‌اند، اهمیتی حیاتی دارد. لازم است جوهره‌ی اصیل مذاهبی كه حاوی خصائل دموكراتیك،‌ اخلاق‌مدار و جامعه‌محورند دیگر بار زنده و پویا گردند. در این میان جامعه‌ی كُرد بیش از دیگران گرفتار سیاست‌هایی شده كه طی آن‌ها دولت، دین را به‌عنوان ابزار حكومتی مورد استفاده قرار داده و از آن جهت ایجاد اختلاف میان خلق‌ها سود جسته‌اند.

چون كُردها بیش از سایرین طعم تلخ نتایج ناشی از این سیاست‌ها را چشیده‌اند لازم است كه پیش از دیگران اقدام به نوزایی در دین و مذهب نمایند. صحیح آن است كه كُردهای شیعه به‌جای فریب سیاست‌های مذهبی خوردن و به‌بازی گرفته شدن، به حكم خصلت تسلیم‌ناپذیری موجود در مذهب تشیع راستین، در برابر سیاست‌های آسیمیلاسیون و بی‌اراده‌شدگی جامعه دست به مقاومت زنند. تشیعی كه با ملیت و فرهنگ كُرد كرماشانی، ایلامی و لرستانی همخوان باشد یك تشیع راستین است نه یك تشیع دولتی وارداتی كه تنها هدفش دور ساختن این مناطق از سایر بخش‌های شرق كردستان و نابودسازی فرهنگی آنان است. چنین تعاریفی از تشیع راستین و تشیع دولتی‌ـ سیاسی حائز اهمیت است. آنچه به نام احكام تشیع رسمی و دولتی به خورد اذهان داده می‌شود، همه طرح‌ و نقشه‌ای سیاسی برای بی‌اراده ساختن، مطیع‌گردانیدن و مشغول‌داشتن خلق است. تشیعی حقیقی است كه بتواند در خدمت نزدیك شدن یك كُرد كلهر با یك كُرد سوران یا كرمانج گردد. اصل تشیع راستین نه بر انفكاك شالوده‌ی اجتماع كه بر همگرایی جامعه برای زندگی‌ای زیباتر استوار است. بنابراین دستاویز قرار دادن اختلاف مذهبی میان كُردهای مناطق جنوبی شرق كردستان با دیگر بخش‌ها كه از طرف دولت برای جلوگیری از پیوستن این بخش از كردستان به جنبش آزادی‌خواهی خلق كُرد صورت می‌گیرد، هیچ تناسبی با گوهر تشیع حقیقی ندارد و بلكه به جرأت می‌توان گفت كه ضد آن است.

چون مذهب تشیع و اهل ‌حق همچون پوششی دفاعی برای حفظ هویت و فرهنگ بومی توسط خلق‌های ایرانی و ازجمله كُردهای مناطق جنوبی شرق كردستان پذیرفته شده عمل شایسته آن است كه پیروان این مذاهب از آن جهت حفظ فرهنگ و هویت خویش بهره ببرند. یعنی به اعتبار اینكه تشیع حقیقی و اهل‌ حق، صدای حق‌طلبی خلق‌ها بوده است بایستی خلق‌مان در این بخش از كردستان دیگربار فریاد حق‌خواهی برآورد، زبان و فرهنگ خویش را بخواهد، خواستار اراده‌ی سیاسی خود باشد و از سیاست‌های تفرقه‌جویانه‌ای كه دولتمردان بر آن دامن می‌زنند اظهار بیزاری نماید و تن به تسلیم و رضا در برابر سیاست‌هایی از این دست ندهد.

تشیع راستین نه‌تنها به‌ معنای عزاداری در روز عاشورا و تناول شربت و نذری نیست بلكه قیام در برابر حقیقت‌كُشی نظام سلطه‌گری است كه وجود اراده‌ای آزاد را تاب نمی‌آورد. نظام‌های حاكم در ایران سنت مقاومت‌گرانه‌ی نوروز و قیام كاوه‌ی آهنگر این مبارز كُرد را وارونه نموده‌اند و آن را به سنت دید و بازدید و شیرینی‌خوری!! مبدل ساخته‌اند؛ به همان نحو تشیع دولتی نیز قیام اهل بیت پیامبر و ستم‌ستیزی امام حسین را نیز تحریف نموده است. به‌جای پیروی از قیام حسینی، بر سر و سینه كوفتن و دم در كشیدن در مقابل ظلم را ترویج نموده‌اند. این عظیم‌ترین خیانت در حق حسین و قیام انسانی و حق‌طلبانه‌ی اوست. بی‌شك در این زمینه‌ها،‌ جهل و بی‌خبری عظیمی وجود دارد كه تا كمر به ستردن آن نبندیم، نمی‌توان از این جمود فكری و خیانت به حقیقت دین و مذهب رهایی یافت. امروز زبان تو، فرهنگ تو، سرزمین مادری تو با همه نوع استحاله و چپاول روبه‌روست و تو از دینداری خود سخن می‌گویی؟! این تیشه‌زدن بر ریشه‌ی خصال دموكراتیك دین است. دینی كه نابودی فرهنگی و بی‌اراد‌گی خلق را ببیند و سكوت پیشه كند، دین پیامبری نیست بلكه دین حاكمان خلق‌ستیز است. امروز زبان كُردی در مناطق كرماشان، لرستان و ایلام با خطر فراموش‌شدن رویاروست، شیرازه‌ی فرهنگ بومی و كمونال(جمعی)

 در حال ازهم‌گسستن و نابودی است و فردگرایی و منفعت‌پرستی شخصی جای آن را می‌گیرد، مدرنیسم سرمایه‌داری هر روز جامعه را بی‌اخلاق‌تر می‌گرداند، فرزندان این آب و خاك به جرم فعالیت سیاسی دموكراتیك، شكنجه و اعدام می‌شوند؛ روزی نیست كه مبارزی در این سرزمین به شهادت نرسد. آنگاه تو چطور می‌توانی در برابر اینها ادعای ایمان و اعتقاد دینی نمایی، كاسه‌ی چه كنم دست بگیری و ادعا كنی كه مسلمان هستی و سینه‌چاك امام حسینی!! هیچ دین و مذهب انسانی‌ای در برابر این فجایع سكوت پیشه نمی‌كند الاّ اینكه به انحراف كشانیده شده باشد.

هنگامی كه جوهره‌ی خلق‌مدارانه و دموكراتیك دین به انحراف كشانیده شود و دولت خود را مالك آن گرداند(نظیر آنچه در دولتی‌شدن مذهب تشیع در ایران شاهدیم)، جامعه دچار تقدس‌زدایی می‌گردد. ارزش‌های دینی‌ای كه جامعه را ارزشمند می‌شمارند، بی‌ارزش انگاشته می‌شوند و در عوض ارزش احكام دولت‌‌پرور هرچه بیشتر اوج می‌گیرد. بدین‌ترتیب امروزه اگرچه دولت جمهوری اسلامی ادعا می‌كند كه ازآنِ همه‌ی اقوام، ملت‌ها و خلق‌های ایرانی است اما پایمال‌سازی آشكار حقوق اقلیت‌ها، خلق‌ها و فرهنگ‌های مختلف به عینه قابل مشاهده‌ است. چون این پایمال‌سازی به نام شرع صورت می‌گیرد، لذا اذن مخالفت نیز به كسی داده نمی‌شود. دینی كه روزگاری برای سعادت بشری رشد نمود، امروزه توسط دولت علیه جامعه به‌كار می‌رود. رهبر آپو در مانیفست تمدن دموكراتیك چنین می‌آورد:«قطعاً یكی از اولین شرایط مساعد نمودن یك جامعه برای استثمار، محروم گردانیدن از اخلاق و سیاست بوده و بدون فروپاشاندن ذهنیت اجتماعی كه بنیان فكری این دو بافت است، این محرومیت تحقق نمی‌یابد». از آنجا كه دین پایه‌های اخلاقی عظیمی دارد، همواره با ابزارین‌سازی و منحرف‌گردانیدن آن زمینه‌ی محرومیت جامعه از اخلاق و بدین ترتیب استثمار جامعه، فراهم آمده است. در مناطق جنوبی شرق كردستان، پیش از آنكه دین به‌طور كامل حالتی دولتی بیاید، جامعه دارای بافت اخلاقی سالمی بود. نوعی اعتماد بین افراد، همیاری، عدم گذار از اصول انسانی، عطوفت و خوش‌خویی در جامعه مشهود بود. اما دولتی‌شدن دین، این ارزش‌ها را به شدت با تخریب مواجه گردانید. بدین ترتیب ضدارزش‌هایی نظیر سودپرستی، تجاوز به حقوق یكدیگر، مرافعات خانوادگی، كینه‌‌جویی، خودپرستی و مادیت‌گرایی در جامعه شیوع یافته كه  هر روز با اثرات سوء آن‌ها مواجهیم. تا جایی كه جامعه دچار نوعی فقدان امنیت شده است زیرا اعضای جامعه به‌جای رعایت اصول اخلاقی‌ای كه ضامن بقای جامعه‌اند، برای خاطر خویش حاضر به هر اقدام ناشایست‌اند.

از دیگرسو جامعه دچار سیاست‌زدایی شده است. زیرا ولایت‌ مطلقه‌ی فقیه، سیاست را قبضه نموده‌ است. خلق‌های ایران و علی‌الخصوص به بهانه‌ی شیعه‌بودن، كُردهای شیعه‌مذهب، از سیاست خلقی دور گردانیده شده‌اند. همچنین فاشیسم‌ ایرانی‌ـ شیعی احمدی‌نژاد، جامعه را به‌سوی تك‌رنگ‌شدگی می‌كشاند. این دولت تحت نام ایرانی‌بودنی شیعی، همه‌جور بی‌اخلاقی‌ای علیه خلق‌های ایرانی روا می‌دارد و سعی در بسط و گسترش این رویكرد دارد. آیا اعدام فعالین سیاسی یك بی‌اخلاقی و هتك حرمت جامعه‌ای كه می‌خواهد خود به‌ كار سیاست بپردازد نیست؟ آیا تجاوز جنسی به زندانیان و به‌خصوص زندانیان سیاسی بی‌اخلاقی و ضدیت با گوهر اسلام و تشیع نیست؟ هر كه اندك سر رشته‌ای در دین و مذهب داشته باشد بی‌گمان می‌داند كه این اعمال دولت دینی، رفتارهایی بی‌اخلاقانه و دین‌ستیزند. كُردهای مناطق جنوبی شرق كردستان مدت‌های مدیدی است تحت نام شرع، شیعه‌بودن و نظایر آن از طرف دولت دینی فریفته می‌شوند. اگر خطر اخلاق‌زدایی و سیاست‌زدایی توسط این دولت‌ دینی از طرف كُردهای شیعه به‌خوبی درك نگردد همیشه فریب عوام‌فریبی دولتمردان را خواهند خورد و همچنان در همین وضعیت نابسامان كنونی دست و پا خواهند زد. تا مذهب تشیع از این انحرافات پاك‌سازی نگردد، حقوق فرهنگی، ملی، زبانی، سیاسی، اجتماعی،‌ اقتصادی آنها همچنان پایمال خواهند شد. علت اصلی ناهماهنگی مناطقی نظیر ایلام، لرستان و كرماشان با جنبش سرتاسری آزادی‌خواهی خلق كُرد این بوده كه مذهب تشیع هماره دستاویزی برای دولت‌های حاكم بر ایران بوده تا این مناطق را از دیگر بخش‌ها منفك گردانند. این ناهماهنگی در ناموفق‌ماندن جنبش‌های مبارز خلق كُرد در گذشته بسیار مؤثر واقع بوده است. زیرا تا اتحاد و یكپارچگی‌ای كنفدرال در میان خلق كُرد موجود نباشد، دولت‌های حاكم بر كردستان به‌ راحتی قادر به شكست‌دادن جبهه‌ی مقاومت خواهند بود. پیشینه‌ی تاریخی خلق كُرد به‌خوبی گویای این امر است.

مناطق جنوبی شرق كردستان نه‌تنها در گذشته نتوانسته‌اند با جبهه‌ی دموكراتیك كُرد وارد میدان مبارزه شود بلكه به‌شدت مورد سوء استفاده از جانب جریاناتی گردیده كه هیچ اهمیتی برای مسئله‌ی كُرد قائل نبوده و نتوانسته‌اند محق بودن خلق كرد را در امر مطالبات دموكراتیكش هضم نماید. جریان روشنفكری و مبارزاتی ایرانی نیز نتوانسته نسخه‌ای برای مشكلات فرهنگی و مطالبات ملت‌های ایران و از جمله شرق كردستان، بپیچد زیرا این جریان یا به‌طور مستقیم سرسپرده‌ی جریان لیبرالیستی غرب بوده است یا اینكه به قول رهبر آپو مدرنیته‌ی سرمایه‌داری را از صافی مذهب شیعه گذرانده و پذیرفته‌ است. بدین ترتیب‌ جنبش‌های مبارزاتی ایرانی كه در مناطق جنوبی شرق كردستان همواره در پی یارگیری و جذب خلق به‌سوی خود بوده‌اند نتوانسته‌اند مرهمی بر دردهای این مردمان باشند. كما اینكه نتوانسته‌اند برای سایر خلق‌های ایران نیز آزادی و برابری به ارمغان بیاورند. شرق كردستان و بیش از همه مناطق جنوبی بایستی بداند كه قرائتی درست از مسئله‌ی خود اولین گام مهم در جهت حل مشكلات است. برای قرائتی صحیح نیز باید خود را هم از دیدگاه‌های عوام‌فریبانه‌ی مذهب دولتی برهاند و هم از مدرنیته‌‌ای كه رنگ‌ تشیع‌ به‌خود گرفته‌.

همچنان‌كه می‌دانیم، مذهب تشیع خود راهی بود برای گریز از مطلق‌گرایی مذهب رسمی و دولتی، بنابراین پیش‌كشیدن مباحثی نظیر ولایت مطلقه‌ی فقیه در واقع انحراف آشكار این مذهب از جوهره‌ی خویش در قرن اخیر است. تشیع به‌دور از مطلقیت در واقع مذهبی بود كه بستر مناسبی برای آزادی داشت. اما تشیعی كه با زنجیر «ولایت بی‌چون و چرا و مطلقه‌ی فقیه» به بند كشیده شود، دیگر نه مذهب محرومان و جستجوگران آزادی بلكه حربه‌ای خواهد بود در دست دولت تا بر هر آنكه خواستار آزادی فكر و عمل باشد، بتازد. مطرح‌سازی مقوله‌ی ولایت مطلقه‌ی فقیه اساساً تلاشی بوده برای یكی‌گردانیدن نهاد شاه و نهاد مشروعیت‌بخش به دولت. یعنی دولت و دین را درهم‌آمیخته‌اند تا اوج قدرت را كسب كنند. بدین ترتیب دین دیگر نه به نفع خلق مظلوم بلكه علیه خلق منقاد قدرت به‌كار رفت.

بخش عمده‌ای از مشكلات اجتماعی منطقه‌ی جنوبی شرق كردستان ناشی از گسترش قرائت دولتی از دین است. وقتی پای صحبت پیرمردان و پیرزنان این دیار می‌نشینی از پاكی و صفای آدمیان پیشین می‌گویند. از انسان‌هایی كه پیش‌ترها از هیچ روحانی درباری یا شخص دینی دولتی‌شده‌ای در زمینه‌ی انجام امور دینی خود پیروی نمی‌كردند. كلید رضایت خداوند در دست مردمان بود نه در ید قدرت حاكمان دینی. اما اكنون كه مدام بر شدت تبلیغات مذهب‌گرایی در ایران و از جمله مناطق یادشده افزوده می‌شود، افراد هرچه بیشتر از روابط اجتماعی صحیح دور می‌شوند، از اخلاق و ارزش‌های جمعی فاصله می‌گیرند و جامعه‌گریزتر می‌شوند. زیرا آنچه تبلیغش را می‌كنند دیگر دین نیست بلكه پوششی ظاهری است با درونه‌ای تهی از خصائل دموكراتیك و اجتماعی دین. این در حالی است كه جوهره‌ی اصیل دینی و مذهبی سرشار از رهنمودهای توانمند برای حل مشكلات اجتماعی است. اما چون نظام نمی‌خواهد این مشكلات را حل كند و خلق را در میان كلاف معضلات به‌خود مشغول می‌دارد، تنها قالبی خشك و ناكاركردی از دین را تبلیغ می‌كند و همان را دین و مذهب راستین معرفی می‌نماید.

 

برگرفته از مجله آزادی ولات

ریوار آبدانان