مفهوم‌یابی حقوق بشر و سیر تاریخی آن

11 آگوس 2012 شنب

رهانیدن اصطلاح حقوق بشر از چارچوب تنگ حقوقی و دادن ماهیت سیاسی و مضمونی فلسفی به آن، به عنوان یک نهاد اصلی سیاست و اخلاق همچنین سازماندهی آن به ارزیابی مجدد نیاز دارد.

عبدالله اوجالان

برگرفته از دفاعیه دفاع از یک خلق
در دوران برده‌داری، شهروندان روم از حقوق بیشتری برخوردار بودند. دموکراسی طبقاتی آتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده، اما جمهوری روم از لحاظ حاکمیت قانون و حقوق از آن پیشرفته‌تر بود. تمام دموکراسی‌ها جمهوری نیستند و هر جمهوری الزاماً دموکراتیک نیست. نمی‌توان بین این دو ویژگی رابطة مستقیمی برقرار کرد. چنانچه به اثبات رسیده است. اولین نمونه‌های مجلس یا به عبارت دیگر، دموکراسی طبقاتی و نهادهای آن در میان سومریان وجود داشته است. تمدن روم با بهره‌گیری از ضعیف بودن ماهیت طبقاتی جامعه خویش و با در نظر گرفتن حق انتخابات و همچنین با وجود نهادها و قوانین پیشرفته‌تر عمر طولانی‌تر یافته و به همین سبب دارای تأثیرات فراوانی‌تری بر تمدن بشری بوده است. نقش برجسته‌تر امپراطوری روم، توسعه دادن "حقوق" است تا قبل از روم، نوعی حقوق سنتی که از بیانات حاکمان و نهادهایی که خود را ارادة خدا، خود خدا و یا نمایندة او معرفی می‌کردند، وجود داشت. علم حقوق و نهادی که قوانین حقوقی را تنظیم کند، به وجود نیامده بود. یکی از مهم‌ترین اقدامات جمهوری روم نوشتن حقوق طبقات به صورت رسمی تحت نام "نظام قوانین" و نیز اجرای آن بود. این دستاورد در نتیجة مبارزات و کشمکش‌های چند صد سال میان اشراف و فقرا (پاترسی‌ها و پلب‌ها) به وجود آمد. برای جلوگیری از درگیریهای اجتماعی و پیچیده شدن اوضاع، تنظیم یک نظام حقوقی ضرورت می‌یافت. اجرای این نظام حقوقی در ابتدا در روم و سپس در سراسر خاک امپراطوری اجباری شد. بدین ترتیب عصر حاکمیت قوانین فرا رسید. "باکس رومن" که در تاریخ از شهرت خاصی برخوردار است. در واقع بیان حاکمیت نظام امپراطوری روم با تکیه بر حقوق آن است.
حقوق روم یکی از اساسی‌ترین مأخذهای مدرن است. اصولاً آن تا کنون اعتبار خویش را حفظ ننموده این، ناشی از نقش حیاتی آن در به جای آوردن وظیفه اجتماعی حقوق می‌باشد. جوامعی که حقوق را توسعه داده‌اند، همیشه در تمدن از جایگاه والایی برخوردار بوده‌اند. جوامع در حال پیشرفت تنها با قواعد سنتی و قوانین دینی قابل اداره کردن نیستند، سیاست و نظام دستوری آن، بنا به ماهیتش در تأسیس و حفظ نظام حکومتی ناکافی است. سیاست امری روزانه است که قواعد و نظارت بر آنرا بر عهده دارد. در حالی که حقوق، ماهیتی جامد و پایدار داشته و تمام شهروندان، نهادها و ارگان‌های جامعه را در بر می‌گیرد. حقوق را می‌توان شکل متمرکز و استقرار یافتة سیاست تعریف نمود که بر اساس توافق همگان، به طوری که هر کس قدرت اجرای آنرا داشته باشد، تنظیم شده است. از این لحاظ حقوق روم دارای ارزش والایی در تاریخ تمدن است.
یکی دیگر از اقدامات مهم رومیان، تبعیض حدود و موقعیت اجتماعی طبقات بود. تعریف حقوق، نحوه روابط شهروندان، نظم، وظایف و حدود آزادی‌های هر کس و گروههای اجتماعی یا جزئیات آن در چارچوب قوانین، یکی از جنبه‌های بارز روم است. طبقات و حقوق آنها به طور رسمی تعیین شده بود. حتی در دوره‌های پایانی امپراطوری، جزئیات حقوقی تمام پیشه‌ها و مشاغل و موقعیت اجتماعی طبقات، تنظیم و به اجرا گذاشته می‌شد. بایستی خاطر نشان شد که روم، بحث از حقوق شهروندان به معنای به رسمیت شناختن حقوق اساسی انسانها نبوده است.
نظام روم بر اساس یک خاندان یا دین  و قومی خاص، بلکه بر اساس مشارکت دادن تمام فرهنگ‌ها، ادیان و اقوام تأمین شده بود. در این نظام امکان رشد و ابتکار که موجب نیرومندی آن می‌شد، فراهم گشته بود. در صورتی که حقوق نهاده و افراد در درون یک نظام به رسمیت شناخته شود، آن نظام، ثبات یافته عمری طولانی می‌یابد. در غیر این صورت، اگر توازن طبیعی بین نهادها و فرهنگ‌ها به هم بخورد، نظام دچار فروپاشی می‌شود.
یکی دیگر از نهادهای مهمی که در این دوره توسعه یافته، مدیریت دولت با اتکا به حکومت قانون است. در تمام دوره‌های حاکمیت دولت، حداقل یک نظام حقوقی متکی بر قوانین اجرایی وجود داشته است. اساساً دولت، خود سازمان اجرایی نظام قوانین نیروهای حاکم است. تفاوت دولت با تمام سازمانهای اجتماعی دیگر در این است که آنها را در گرفته و آمر بر آنان است. حقوق به معنای کلی، شامل مقررات درونی ساختارهای دولت، ضوابط مربوط به نحوة ارتباط بین دولت و شهروندان و قوانین مربوط به روابط بین شهروندان با یکدیگر می‌شود. به تمامی این ضوابط و مقررات "قانون" گفته می‌شود. در صورتی که قوانین مزبور را که مطابق با منافع نیروهای حاکم بر دولت تهیه شده است، حقوق بنامیم، تعریفی ناقص خواهد بود. خاستگاه حقوق بسیار گسترده‌تر است. نظام حقوق موجود، با استفاده از آئین‌های دیرینه یعنی سنت‌ها، قوانین حقوقی گذشته و فعالیت‌های تحقیقاتی و تئوریکی دانشمندان حقوق تنظیم شده است. این سرچشمه‌های حقوق دارای چنان ماهیتی هستند که دولت‌ها را به اجرای آن متعهد می‌سازند.
یکی از موارد مهم دیگر، رابطه بین حقوق و عدالت است. نمی‌توان آن دسته از ضوابط دولتی را که عادلانه نیستند، حقوق نامید. عدالت به معنای تعیین آزادانة ارادة شهروندان است. بنابراین اگر حقوق بر ارادة آزاد شهروندان متکی باشد، می‌توان تفاوت خویش را با قوانین دولت مطرح سازد؛ در آن صورت می‌توان از رژیم حقوقی واقعی بحث نمود. دولتی که ارادة آزاد شهروندان را ـ که منافع عمومی را در بردارد ـ نادیده بگیرد، نمی‌توان آنرا دولتی حقوقی نامید. دولت‌های بسیاری در تاریخ چنین بوده‌اند، دولت‌های مستبد و مخالف آزادی شهروندان در اکثریت قرار دارند. حقوق، عمدتاً از طریق مبارزات اقشار مختلف جامعه علیه دولت‌های مذکور پدید می‌آید. حقوق در نتیجة مبارزه حاصل می‌شود. در صورتی که حق همگان به رسمیت شناخته شود، حقوق (جمع حق) معنا می‌یابد. تحولاتی که در این باره صورت پذیرند، همواره حقوق را تغذیه خواهند کرد.
ساختار پیچیدة سرمایه‌داری، شرایط تولید، تجارت، مبارزات حق طلبانة زحمتکشان و سایر اقشار اجتماعی، افزایش جمعیت و محدودیت منابع، نیازمند نظام حقوقی پیشرفته هستند. این وضعیت در عین حال، سازماندهی دوبارة دولت را ـ که دارای سیستمی پیچیده است ـ اجتناب‌ناپذیر می‌سازد؛ بنابراین انجام مباحثاتی پیرامون حقوق در جامعة سرمایه‌داری ضروریست. این امر، از طریق تهیة قانون اساسی و تنظیم قوانین حقوقی اهمیتی تاریخی خواهد یافت. حقوق، شدت مشاجرات داخلی و خارجی را بسیار کاهش داده منافع تمام اقشار جامعه را بدون استفاده از خشونت تأمین نموده و همچنین با به رسمیت شناختن حقوق اصلی شهروندان، برای ایجاد جامعه‌ای قانونمند و حقوق در محیطی صلح‌آمیز تلاش می‌کند. دولت و تمام مدیران آن در چارچوب قوانین مذکور قرار می‌گیرند.
همان‌طور که می‌دانیم، در عصر ما بیشترین پیشرفت در سیستم حقوق به شکل مذکور صورت گرفته است. بعد حقوقی تمدن، به رهبری اروپا بسیار پیشرفت نموده و تمامی دنیا را تحت تأثیر قرار داده است. البته در این امر منافع طبقة حاکم، ملیت، کشور و حتی بلوک آن، مورد نظر قرار می‌گیرد. اروپا اکنون به جای استفاده از روشهای خشونت‌آمیز استثمار، بیشتر با تکیه بر علم، فناوری، برتری سیاسی و تولید اقتصادی به تنظیم حقوق بین‌المللی در عرصه‌های بازار آزاد به سرمایه‌گذاری پرداخته و در صدد گسترش حقوق مزبور در سطح جهانی است. به عبارتی، حقوق بین‌المللی انعکاس حقوق داخلی بوده و در واقع مکمل آن می‌شود.
از یگانگی دموکراسی و حقوق ـ که در چارچوب فوق تعریف نمودیم، دولت حقوقی دموکراتیک معاصر، همچون واقعیتی اساسی ظهور می‌یابد. جامعه‌ای که با رژیم حقوق دموکراتیک اداره شود، به عنوان معاصرترین و متمدن‌ترین جامعه را به خود اختصاص می‌دهد. چنین جامعه‌ای هر چند گرفتار مشکلات متعددی هم شود، اما با استفاده از مکانیسم‌های سیاست دموکراتیک به شیوه‌های صلح‌آمیز و با رضایت همیشگی حقوق، قادر به یافتن مناسب‌ترین راه‌حل و تحقق بخشیدن آنها است.
حقوق طبیعی بشر ـ که به معنای تحقق حقوق فرد و هویت اجتماعی محدود اما اجتناب‌ناپذیر است ـ یکی دیگر از نهادهای اساسی تمدن دموکراتیک است که به تازگی رشد و اهمیت می‌یابد. حقوق بشر همراه با پیدایش سرمایه‌داری، ارزش‌هایی مانند آزادی فکر، اراده زندگی و عقیده را به صورت یک نظام حقوقی در آورد. ارزش‌های فردی در حال اعتلا به صورت حق و حقوق عینی و آشکار درآمده و تحت تضمینات قانونی قرار گرفته یا به عبارتی به شکلی نیرومند به افراد هدیه داده شده است.
زمانی که بحث از حقوق بشر به میان می‌آید، تضمین آزادی‌های طبقات، ملل، ادیان، جنس‌ها، گروههای قومی و نژادی بدون هیچ تبعیضی و فقط به سبب انسان بودن آنان، در ذهن تجسم می‌یابد. برخورداری از حقوق طبیعی برای رشد آزادانة فرد، شرطی اساسی است. حقوق مذکور: حقوق اولین نسل، آزادی فکر و بیان، حق سازماندهی، گردهمایی و راهپیمایی، آموزش به زبان مادری و سایر حقوق اساسی فردی؛  حقوق دومین نسل، حقوق اقتصادی و اجتماعی و حقوق سومین نسل، حق زندگی و رشد آزادانة موجودیت فرهنگی ملت‌ها تعریف شده‌اند. این حقوق، که بایستی در سطح جهانی مورد قبول واقع شوند، مخالفت با آنها به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نیست. حق زندگی در رأس تمامی حقوق مزبور قرار دارد. همچنین حقوق بشر، حق اعدام را برای دولت‌ها به غیر از مواقع جنگ ممنوع ساخته است.
حقوق در حال رشد بشر، بیشتر برای محافظت فرد در برابر نیروی هیولا شدة دولت تنظیم شده است. در دوره‌ای که دولت حداکثر نظارت خود را اعمال نموده، محافظت از فرد تنها مانده در برابر چنین دولتی دارای اهمیت است. حقوق فرد در جوامع ما قبل سرمایه‌داری از سوی نهادهایی همچون ؛ عشیره، دین و اوقاف تا حدودی رعایت می‌شد، اما با از بین رفتن نهادهای مزبور، فرد بسیار ضعیف شد. فرد از جانب نیروهای زندگی و تأمین کار، آموزش و بهداشت، به شدت مورد تهدید قرار می‌گرفت. او برای تشکیل خانواده دچار زحمت شده و در صورت تشکیل خانواده قادر به تحمل بار سنگین ادامة زندگی خانوادگی و مشکلات آموزشی و بهداشتی فرزندانش نبود. در واقع تمام این موارد با از بین رفتن جوامع قدیمی و با وجود آمدن تمدن نو در برابر سرمایه‌داری قرار گرفت. فرد با فروپاشی روابط جامعة قدیم در برابر سرمایه‌داری وحشی دچار زحمت فراوانی می‌شد. او در میان جامعة نوین و کهن، سردرگم مانده بود. حقوق بشر نیز بیشتر برای پر کردن این خلأ مطرح شد. نمی‌توان گفت که فرد به اندازة کافی تحت پوشش حقوق ملی و فراملی قرار گرفته است برخی از آخرین اصطلاحات مرتبط با حقوق بشر، شامل حقوق زنان، کودکان و محیط زیست است.
زن به عنوان قدیمی‌ترین و ستمدیده‌ترین طبقه، تحت فشار و استثماری مضاعف قرار دارد. مسئله زن به تازگی مطرح می‌شود و چنان پر دامنه و عمیق است که در چارچوب جامعه سرمایه‌داری نمی‌گنجد. حرکت آزادی زن به عنوان ملاک عمومی تمام آزادی‌ها هنوز در مرحلة برداشتن گامهای اولیه و مقدماتی است. گذار از مرحلة مادرسالاری به مرحلة پدرسالاری زبان‌های فراوانی را متوجه زن ساخت. تاریخ 5000 سالة جامعة طبقاتی بیشتر به زیان زن بوده است. فشارهای همه جانبه، حقارت، تبعیض جنسی و هر نوع به عدالتی در مورد زن اعمال شده است. انگار زن سوخته و ویران شده، به تازگی از زیر خاکسترهایش سر برآورده و به تمیزکردن خویش پرداخته است. باید کلیة حقوق فردی بدون هیچ شرطی و به عنوان اساسی‌ترین موضوع برای زن نیز به رسمیت شناخته شوند. مطرح شدن محدود و دیرهنگام این موضوع، با ابعاد تاریخی و عمیق بی‌‌عدالتی در مورد زن مرتبط است. موضوع زن تا حدی پر دامنه و عمیق است که می‌تواند به صورت یک رشتة جداگانة جامعه‌شناسی درآید. آزادی زن از چنان اهمیتی برخوردار است که به مبارزة  طولانی سیاسی و حقوقی دموکراتیک در چارچوب برنامه، طرح و سازمان نیاز دارد. مبارزة مذکور از لحاظ شکل و محتوا حالتی اختصاصی‌تر از مبارزات طبقاتی و ملی داشته و دارای ارزشی حیاتی است.
تا کنون تنها به بررسی اصطلاح مسئله آزادی زن اکتفا شده  و هنوز محتوای آن تعیین شده است؛ هنوز برنامه، استراتژی، سازمان و شیوه‌های فعالیتی آن به مفهوم واقعی کلمه استقرار نیافته است. از آن جایی که تاریخ به صورت تمدن جامعة طبقاتی سرشار از زورمداری، جنگ، استثمار، عوام‌فریبی و بر اساس به بردگی کشاندن جنس زن آغاز گشت، تاریخ زن با مبارزة آزادی او به عنوان تاریخ آزادی، صلح، عدالت و حقانیت بار دیگر آفریده شد. و به رشتة تحریر درمی‌آید. تمام شواهد بیانگر آنند که آزادی زن در سپیدة تمدن نوین نقش تعیین کننده‌ای خواهد داشت. عصر آزادی زن دوباره و اما این بار در سطحی بالاتر آغاز خواهد شد.
حقوق کودکان یکی دیگر از موارد مهمی است که از این پس تنها به والدین و دولت مربوط نبوده و روزبه‌روز به اهمیت آن افزوده می‌شود. دوران کودکی انسان در مقایسه با حیوانات به دشواری سپری می‌شود. به همین سبب این موضوع مستلزم بروز برخوردی بسیار علمی و مخصوص است نظام وحشیانة حاکمیت مرد، پس از برده، زن و زحمت‌کشان، کودکان را نیز استثمار کرده اند. نظام مردانه، آن چنان ظالم، بی‌وجدان و کور است که هیچ‌گونه حقی برای کودکان قائل نیست. در مراحل اولیة جامعة طبقاتی، کودکان همیشه برای خدایان قربانی می‌شدند. اگر چه امروزه کودکان قربانی نمی‌شوند، اما روح آنان همچنان قربانی می‌گردد. در مقایسه با مرد، زن روانشناسی کودک را بهتر درک کرده و با وجدان‌تر از مرد برخورد می‌کند. اما به دلیل ضعف آگاهی و عدم وجود امکانات، قادر به ایفای نقش خود به عنوان مادر نیست. دولت هم از بالا و هم با راهکارهای دستوری خود کاملاً از دنیای کودکان بیگانه است. می‌توان از این توضیحات کلی نتیجه گرفت که ایجاد سازماندهی وسیعی در رابطه با حقوق کودکان ضرورت دارد. تنظیم اعلامیة کودکان که در رأس آنها حق آموزش، بهداشت، امکانات تفریحی و همچنین محبت مادر و صلح را در بر می‌گیرد، یکی از ضروری است که باید به جای آورده شود.
اهمیت "حقوق محیط‌زیست" بیشتر به دلیل رشد بی‌رویة جمعیت و آلودگی ناشی از به کارگیری تکنولوژی با محوریت سود بیشتر، درک شده است. اتخاذ تدابیر حقوقی برای مقابله با روندی که در نتیجة آلودگی منابع روزمینی و زیرزمینی و حتی جو و اقلیم، حیات را با خطری جدی مواجه ساخته است، ضروری به نظر می‌رسد. مسئلة آلودگی محیط تنها به انگل بودن یک طبقه از جامعه محدود نمانده، ‌بلکه به تضاد عمیق طبیعت ـ جامعه که حیات مبارزه ما را با خطر مواجه ساخته، تبدیل شده است. تلاش تمامی جوامع در سطح بین‌المللی برای انجام مبارزه‌های حقوقی پیرامون حقوق محیط‌زیست اجتناب‌ناپذیر است. تدوین "مانیفست حقوق محیط زیست" و بر اساس آن، بسیج یک سازمان زیست محیطی بین‌المللی و در نظر گرفتن آن به عنوان جزء لاینفک مبارزة حقوق و سیاست دموکراتیک و حقوق بشر ـ که در این صورت ثمربخش‌تر خواهد بود، اجتناب‌ناپذیر است.
رهانیدن اصطلاح حقوق بشر از چارچوب تنگ حقوقی و دادن ماهیت سیاسی و مضمونی فلسفی به آن، به عنان یک نهاد اصلی سیاست و اخلاق همچنین سازماندهی آن به ارزیابی مجدد نیاز دارد. تا زمانی که تضاد بین فردباوری و جامعه‌گرایی ـ که از همان ابتدا بر آن تأکید نمودیم ـ به طور منسجم، وسیع و مستمر بررسی نشود، بحران روبه تزاید تمدن حل نخواهد شد. همان‌گونه که بحران‌های دوران نوسنگی با ایجاد سنتز جامعة طبقاتی سومر، یعنی گذار به مرحلة تمدن و دولت، پایان یافت، بحران‌ها و مشکلات عظیم گریبانگیر عصر تمدن ـ که بیانی سیستماتیک از کل نهادهای زیربنایی و روبنایی دولت جامعة طبقاتی هستند ـ تنها با یک گام نوین انسانی مورد قبول تمام بشر که منجر به ایجاد توازن بین فرد ـ جامعه، آزادی و برابری گردد، قابل حل است. برخی‌ها این گام را پست‌مدرنیسم (تمدن معاصر، فرامدرنیسم) و بعضی‌ها آنها را پایان تاریخ ارزیابی می‌کنند، هر دو اصطلاح نیز از لحاظ محتوا ناقص هستند. بیشتر با تکیه بر دیدگاه طبقة بورژوا سعی دارند که به اضمحلال و بن‌بست تمدن سرمایه‌داری را به عنوان پایان و خاتمة کل انسانیت معرفی نمایند. در عین حال، آنان لیبرالیسم را به عنوان نظامی ابدی تبلیغ می‌کنند.
نهادینگی و راه‌حل‌هایی که برپایة تحلیل‌های محدود ملی‌گرایی و طبقاتی ارائه شده‌اند، عدم چاره‌یابی مشکلات جامعة سرمایه‌داری را آشکار ساخته‌اند. عدم کفایت آنان در حل مشکل و بحران‌های عمیق‌، گریبانگیر ساختار دولت که بیانی سیستماتیک از نهادهای زیربنایی و روبنایی تمام جوامع طبقاتی دارای دولت است، شده است. وضعیت کنونی، نه بن‌بست مدرنیسم  و نه پایان تاریخ است. مشکلات بر اساس منطق تمدن کلاسیک را بی‌اعتبار ساخته است. توسعة ارتباطات و اطلاعات یکی از ابعاد مهم این مرحله را تشکیل می‌دهد، اما تعریف این مرحله صرفاً به عنوان عصر حقوق، ارتباطات و اطلاعات و بینش زیست محیطی کافی نیست؛ بلکه اقدامی تاریخی که تمام این پدیده‌ها را مدنظر قرار دهد، مورد نیاز است. نقد صحیح اقداماتی که در این مورد انجام می‌گیرند، ایجاد هویت نوین ایدئولوژیکی و همراه با آن تنظیم مجدد ساختار اقتصادی و افکار عمومی در متن عملکردی فشرده و واحد که برای آن تعریفی پیرامون استراتژی، تاکتیک و برنامه ارائه شود، ویژگیهای این عصر را تعیین خواهد نمود.