تا نهایت جنگ هویت را ادامه خواهیم داد

27 اکت 2012 شنب

طرح این توطئه و جوهر تصمیمی كه در مورد من اتخاذ شد، از اهمیت شایانی برخوردار است. این امر به منظور نابودی من صورت گرفت. این توطئه در برابر خون‌های ریخته‌شده، تلاش‌ها، رنج‌ها، مبارزات انجام‌گرفته، انسان و روشنفكران كرد صورت پذیرفت.

عبدالله اوجالان

اساسا توطئه از سال 1996 به بعد شروع شده بود. یك نفر به من گفت: "كلینتون و اسمیت در سال 96، جهت نابودی آپو اتفاق نظر داشتند". آنها نه تنهاPKK ، بلكه می‌خواستند مرا نیز از میان بردارند. من با سفیر كنیا صحبت كردم و این مساله را تا حدی تحلیل نمودم. پسر وی در لندن درس خوانده و خود او هم یك جاسوس انگلیسی است. در سازمان‌های گلادیو و ناتو موقعیت مهمی دارد و شخصیت بانفوذی است؛ اگر اشتباه نكنم، بسان‌ یك جاسوس بین‌المللی كار می‌كند.

آمریكا و یونان، مرا همچون هدیه‌ای تقدیم تركیه كردند. اجرای این كار از طرف آنها نه بر مبنای انعقاد یك پیمان، بلكه برای خودنمایی در برابر همدیگر بود. آنها به تركیه می‌گفتند: "شما هم مساله قبرس و دریای اژه را حل كنید." آمریكا نیز در برابر ما داری موضوعی مبتنی بر این بود كه تو می‌خواهی او را بكش و یا به كار بگیر، اما اگر مساله كرد را حل كنید، بهتر است". یونان هم صریحا موضعی بر مبنای نابودی من اتخاذ كرده بود.

مرحله‌ای كه در آن ربوده شدم، حائز اهمیت فراوانی است. امرالی یكی از نتایج این كار‌است. در حقیقت سناریو به دست غرب نوشته شده و بازیگر نیز خود اوست. نقش محافظت و اجرای حكم را به تركیه واگذار كردند. انگلیس، مخفیانه هواپیما را از سوئد خارج كرد. كنیا هم كاملا تحت حاكمیت جاسوسان CIA و اسراییل قرار دارد. مسكو هم از طریق IMF حق‌السكوت دریافت كرده بود. همچنین علیه ایتالیا هم جنگ روانی عظیمی براه انداخته بودند. از سوی دیگر آلمان مرا نپذیرفت. برخورد یونان در اینجا بسیار وحشتناك است! می‌گفت: "آپو در میان راه خواهد مرد". می‌بایست سفیر آنها به من اسلحه می‌داد. در مورد تمام این موارد سند رسمی وجود دارد. بپندار آنان من با استفاده از اسلحه مقاومت می‌كنم، خلق كرد نیز به خشونت روی می‌آورد، هزاران انسان می‌مردند و بدین‌شكل آنها تركیه را به زیر سلطه خود در‌می‌آورند.

من مطابق چارچوب حقوق اروپا در سفارت یونان بودم. طبق تقاضا نامه‌ای كه ارائه داده بودم، در آنجا می‌ماندم. چرا آنها منرا بیرون راندند؟ زیرا یونان می‌خواست به وسیله من مساله خود را در قبرس حل كند.

اروپا نه حقوقش، بلكه توطئه را بر من تحمیل كرد. من نه محكوم تركیه، بلكه محكوم توطئه هستم. 200 سال است كه اروپا به جای مراعات حقوق بشر، مشغول به نسل‌كشی و طرحریزی توطئه است. برای آنكه آلمان مرا دستگیر نكند ـ چون در آلمان قرار به دستگیری من گرفته شده بودـ وقایع آن زمان خارج كردن من از ایتالیا را مخفی می‌كنند. می‌خواهند تنها تركیه را محكوم كنند. خیر, بزرگترین قدرتی كه باید محكوم شود اروپاست. سناریو در جای دیگری نوشته شد، اما در امرالی به اجرا درآمد.

در تركیه نیز، بعضی‌ها در این كار دست دارند. برای مثال؛ چیلر از این كار آگاه بود. می‌گفت: " این توطئه رامن در سال 93 آغاز كردم" حزب حركت ملی" MHP "هم از رانت خرسند بود؛ اما خود تركیه، باعث انجام اینكار نشد. حتی اَوُرَن می‌گفت: " می‌خواهند آپو را به بلای سُرما تبدیل كنند".

بدلیل اینكه من به قتل نرسیدم، تمامی رویاهای یونان، نقش برآب شدند. روزنامه‌نگاری كه از یونان نزد من آمده بود، می‌گفت: " مقاومت كن"، اما من چندان توجهی به حرف‌هایش نكردم. خیال می‌كردند كه؛ آپو چنین مقاومتی از خود نشان خواهد داد؛ همگام با تمامی این مسائل، طالبانی دركمین نشسته بود تا PKK راتحت كنترل خود درآورد.

در بررسی و تحقیق عمیق توطئه، مسائل بسیاری روشن خواهند شد. آیا اگر توطئه مطابق خواسته آنها صورت می‌پذیرفت، تركیه نفعی میبرد؟ خیر! آنگاه تركیه به آشوب كشیده می‌شد و تركیه زیرو رو می‌شد. [در چنین شرایطی] نه صد، بلكه صدها هزار انسان زندگی خود را از دست می‌دادند، در نتیجه، این نوكران و مزدوران، 50 سال تمام تركیه را در درد وآلام غرق می‌كردند.

در آن مرحله، زندگی من برای روشن‌سازی جوانب مختلف توطئه، حائز اهمیت فراوانی بود. تاثیرات توطئه از میان رفت. از این به بعد، رهروان راه من ـ اگر خردمندانه برخورداركنندـ باید مرا به خوبی ارزیابی‌كنند. به آنها می‌گویم؛ به جای منفعل‌شدن یا مقاومت كلاسیك، باید در راستای ایجاد یك دولت حقوقی، لائیك و برقراری جمهوری دموكراتیك مبارزه كنند. اگر دولت مكارانه برخورد كند، توطئه‌گران بیگانه پیروز خواهند شد؛ این امر هم به هیچ شكل خواسته خیرخواهان تركیه نیست.

این توطئه‌ جنبه بین‌المللی دارد. باید نقش آمریكا و انگلیس به بهترین نحو درك شود. میلوسویچ می‌گفت: "رویدادهای یوگسلاوی، پروژه انگلیسی‌هاست". این مساله را باید به خوبی تعقیب كرد؛ از بسیاری جهات با توطئه صورت گرفته علیه من، شباهت دارد. این مساله را از لحاظ تاریخ مورد تحقیق و بررسی قرار دهید. 200 سال است كه انگلیس در منطقه به سر می‌برد. علی‌الخصوص در مورد تاریخ 40 سال گذشته جنوب كردستان به خوبی به تحقیق و بررسی بپردازید. به غیر از تركیه نیروهای خطرناك دیگری در منطقه جای گرفته‌اند. ما باید اهمیت بسیاری برای این واقعیت قائل شویم، اما باز هم از ارزش‌های انسانی دست بر‌نمی‌داریم. بدون شك ما تا نهایت جنگ هویت را ادامه خواهیم داد.

در توطئه‌ای كه علیه من صورت پذیرفت، علیرغم خیانت یونان و بازی انگلیسی‌ها، آنكه این كار را پراكتیزه كرد، اسرائیل بود. اسرائیل می‌گفت: " اگر تو در سوریه بمانی، من زیان می‌بینم، من می‌خواهم كردها را به خدمت خود در آورم، اگر ممانعت كنی، تو را زیانمند خواهم كرد؛ تو می‌خواهی موقعیت دیگری برای كردها به وجود بیاوری". هر كس كردها را بكارگرفت. انگلیسی‌ها به كار گرفتند و اكنون هم خواهان تداوم آن هستند. انگلیسی به آتاتورك اجازه نداد كه به افكار مثبت خود در مورد كردها، جامه عمل بپوشاند، بالعكس همیشه آتاتورك و كردها را در برابر هم قرار داد.

این رویدادها باید به بهترین نحو درك شوند. حال بگوییم؛ من هیچ ارزشی ندارم، به هر شكل كه می‌خواهند مرا ارزیابی كنند، اما (حقیقت) خلقی با صدها هزاران قائم و سی هزار شهید و زندانی در میان است؛ همچنین متحمل درد، رنج و شكنجه‌های فراوانی شده است. امیدها و آرزوهایی دارد؛ اما مستقیما بر امیدها و ارزش‌هایش حمله‌ور شده‌اند. مهمتر آنكه خواستند تمام رویاهای یك خلق را درهم شكستند. حال هر اندازه می‌خواهند بر من حمله‌ور شوند، مشكلی نیست؛ اما امید خلقی كه بپا خاسته در میان است. گروه منتخب یونانستان به خاطر بعضی از منافع خود در دریای اژه، ارزش‌های یك خلق را به آسانی فروختند؛ این موضعی بسیار پلید است.

هنگامی كه در هواپیما بودم، نمی‌خواستم حتی دو ساعت زندگی كنم. اما دیدم كه در آنصورت هزاران انسان می‌میرند. من برای كودكان و خلق و شما به حیات خود ادامه دادم. باید دوستان، رفقا و هركس دیگری، این مسائل را درك كنند خواسته دولت و خواسته من ادامه حیات نیست؛ اما باز هم برای تداوم حیات، تلاش خواهم كرد. در صورت ادامه توطئه چه روی خواهد داد؟ این امر به معنای مردن دهها هزار انسان است. برای جلوگیری از این امر باید هر كس به دفاع از مرحله دمكراسی برخاسته و در این مرحله تلاش كند و بسیج دمكراتیك آغاز گردد.

از دوره سومریان به بعد، استعمارگری بر خلقمان اعمال می‌گردد. بدون شك این توطئه هم بخشی از این تلاشهاست. توطئه 9/ اكتبرـ15/ فوریه، در وسیع‌ترین شكل خود توسط كسانی كه خود را همچون دوست نشان می‌دادند و با همكاری نوكران و مزدوران، صورت پذیرفت. این توطئه، تمامی مزدوران و خائنان قرن بیستم را، زیر سایه امپریالیست متحد ساخت. می‌توان گفت؛ این توطئه نمی‌تواند به هدف خود دست یابد. بایستی خلق‌های‌مان جهت تبدیل این توطئه به یك صلح تاریخی برای آنها و مزوپوتامیا چنین وظیفه‌ای را عهده‌دار شوند. به جای آوردن این وظیفه، هم در راستای ایجاد و اتحادی نیرومند و هم برای اتحاد جوهری جمهوری دمكراتیك و لائیك، صحیح‌ترین برخورد است.