انقلاب كٌردستان

29 نوامب 2012 پنج ش

میراث تاریخی كه انقلاب كُردستان بر اساس آن بنیان نهاده شده است.

 برگرفته از مانیفیست راه انقلاب کُردستان اثر عبدالله اوجالان سال 1978

امروزه برای انقلاب كُردستان دو میراث باقی مانده است، نخستین میراث در گذر تاریخ و در محیطی انسانی و غنی و با خیزشی پیوسته در برابر حاكمیت بیگانگان و طبقه‌ی حاكم و شرایط و نیروهای طبیعی بوجود آمده و آن نیز شخصیتی است كه صفات و ویژگی‌های مردانگی و دلاوری را با خود داشته و در گذر مقاومتها و پیكارهای خلق كُرد، شكل گرفته است. میراث دوم نیز بر اساس خیانت به خلق، خدمت به دشمن، اپورتونیستی و خیانت ملی، دور شدن از تمام ارزشهای ملی و انسانی برای خدمت به دشمن و بر اساس سیاست دشمن، در جهت حاكمیت او بوجود آمده است. چنین شخصیتی دومین میراثی است كه در گذر تاریخ كُردستان شكل گرفته است. ما این دو میراث تاریخی را صددرصد از همدیگر جدا می‌نماییم و تا جایی كه بتوانیم، تاریخ خلق را حفظ كرده و آن را اساس مبارزات خود قرار می‌دهیم و به همان اندازه نیز تاریخ طبقه‌ی حاكم را از این تاریخ مبارزاتی و انقلابی جدا نموده و بر دشمنان لعنت می‌فرستیم. اگر مقاومت ملتها نیز نتیجه ندهد، این خلقها چیزی از بزرگی و ارزش خود را از دست نخواهند داد. اگر امروز انسانیت بوسیله‌ی سوسیالیسم بسوی جامعه‌ی بدون طبقه در جهش می‌باشد، نقش مقاومت خلقهایی‌كه حتی نامی از حقایق و هویت آنان در تاریخ، برده نمی‌شود، عاملی اساسی می‌باشد. خلق كُرد نیز كمتر از دیگر خلقها مقاومت ننموده و در مقایسه و نگرش نسبت به مراحل و طبقات اجتماعی، استیلایی كه بر خلق كُرد اعمال گشته، بر خلقهای دیگر  اعمال نگردیده است. در برابر این استیلا و اشغال، خلق كُرد مقاومت بزرگی از خود نشان داده‌ است. در حال حاضر نیز، سكونت كُردها در مناطق مرتفع و كوهستانی و تبدیل شدن این مناطق به‌وطنی برای آنان، اثبات این واقعیت می‌باشد. تا دیروز نیز كماكان در برابر حاكمیت بیگانگان و عشایر، آزادی خویش را در مناطق كوهستانی حفظ نموده و با توجه به چنین وضعیت اسكانی، كُردها از مدنیت دور ماندند. وجود وابستگی‌ها و تعصبهای خانوادگی، به اندازه‌ای كه شخص برای نگه ‌داشتن ناموس این خانواده حتی می‌تواند خود را به كشتن دهد و حتی گاهی مانع پیشرفتهای سیاسی و اجتماعی می‌شود، هر چند بعنوان مقاومتی تاریخی و عرف بحساب می‌آید، اما برداشتی غلط و فهمی نادرست از حیثیت و مفهوم زندگی آزاد می‌باشد. آنان انگار كه انتقام رنج خود، میهن خود و دور افتادن از انسانیت را می‌گیرند. آنان بگونه‌ای كهنه‌پرستانه سعی در حفظ كردن خانواده‌ی خود داشته و می‌خواهند آزادی خود را محفوظ دارند. این وضعیت دروغین زمان، درام انسان كُرد می‌باشد. اگر چنین انسانی درك غلط مفاهیم آزادی، كشور، وطن، رنج و زحمت خود را دوباره با ارتباط دادن به مساله‌ی انسانیت تعریف نموده و معنای درست آنرا كسب نماید، هیچ هدفی نیست كه نتواند به آن برسد. خونهایی كه از خلق كُرد در برابر اشغال جامعه توسط برده‌‌دارها، فئودالها، كاپیتالیسم استعماری آنان ریخته شده كمتر از میراث مقاومت خلقهای مقاومتگر نیست. به عنوان نمونه از مقاومتهای بزرگی كه در دویست سال اخیر از سوی خلق صورت گرفته، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:  36ـ1831 رواندز، 38ـ1842 بدرخان بیگ، 1856 یزدان شیر، 1879 بدرخانیها، 1881 عبیدالله نهری، 1919 كوچگیری، 1925 پالو، گنج، هانی، 1930 آگری و سمكو، 1938 درسیم، 1946 مهاباد و ... همه‌‌ی این مقاومتها و سرهلدانها نیز بیانگر این است كه خلق كُرد برای رسیدن به آزادی، خونهای بسیاری فدا نموده است . هنگامی كه آن آزادی از سوی دشمنان غصب گردید، خلق كُرد به آسانی تسلیم نشد. دشمن با سیستم امپراطوری دولت خود را سازماندهی نموده بود و بدلیل آنكه كُردها تجزیه شده بودند و عشیره‌ها نمی‌‌توانستند در میان خود همبستگی ایجاد نمایند، نتوانستند به پیروزی دست یابند. علاوه بر دلایل ذكر شده، خیانتها و مزدوریهای دائمی فئودالها و روسای عشایر و همکاری با دشمن نیز، بر این مسئله تاثیری مستقیم داشتند. بهمین دلیل انسان نمی‌تواند خلق كُرد را گناهكار دانسته و بگوید:«چرا آن مقاومتها به نتیجه نرسیدند!» برخی از خلقها با قیامهای جزئی توانستند آزادی خود را بدست آورند. اما اگر از این مقاومتها و قیامهای بی‌پایان كُردها، رسیدن به آزادی حاصل نشده است، بدان معنا نیست كه خلق كُرد، كمتر قیام و مقاومت نموده و یا اصلا بپانخاسته است. بلكه دلیل عدم دستیابی به آزادی آنست كه دشمنان این خلق بسیار فراوان و قدرتمند بوده و طبقه‌ی حاكم این خلق نیز خائن بوده و با همكاری با دشمن، خیانت را مسلك خویش ساخته بودند. امروز نیز خلق كُرد مبدل به آلت و ابزار دست همگان گردیده است. این وضعیت و حالتی كه خلق كُرد در آن قرار گرفته، برای ما بسیار شرم‌آور می‌باشد. دشمنان امروزی این خلق سرزمین او را بمانند ملك خویش به كار می‌گیرند و ما نیز در برابرشان در حالت «بیچارگی» نظاره‌گر شده‌ایم و این، شرمساری ما را صدها برابر افزایش می‌دهد.

آرمانیكه ما می‌توانیم داشته باشیم، اینست كه با افزایش كینه‌ی خود در برابر دشمنان و بر اساس تاریخ سراسر مقاومتگرانهی خلق تحت لوای سوسیالیسم علمی، درست‌ترین و راست‌ترین راه رهایی را بیابیم.