کنفدرالیسم دموكراتیك نحوه‌ی همزیستی انسانی است

16 سپتامب 2014 سه شن

سازماندهی بر مبنای خودمدیریتی واحد‌‌ها و افراد، در سطحی که بتوانند در مقیاس شخصی بر مشکلات فائق آیند، اساس گرفته می‌شود...


مصطفی قره‌سو

 

در دموکراسی خلق‌ها، دولت ـ قدرت آماج گرفته نمی‌شود

عبدالله اوجالان, رهبر خلق کورد در کتاب "دفاع از یک خلق" چگونگی دموکراسی تمثیلی را اینگونه تشریح می‌کند: دولت بنا به کارکرد زیاد خود, نهاد اصلی بسیار قدیمی و در راس جامعه است؛ با روشی دموکراتیک ایجاد نگشته بلکه با شیوه‌یی سنتی و انتصابی اداره می‌شود. در واقع, جامعه‌ی فوقانی در میان خود دموکراسی را پیاده می‌کند. این را نیز می‌توان دموکراسی طبقات بالایی نامید. این، وظیفه‌ی مخفی نگه‌داشتن چهره‌ی دولت را بازی می‌کند. این دموکراسی در مدل اکثر جمهوری‌های غربی، دولت را اساس می‌گیرد. نخست دولت می‌آید و سپس دموکراسی؛ بدون دولت بحثی از دموکراسی در میان نیست. در حالی‌که در دموکراسی خلق‌ها، دولت ـ قدرت آماج گرفته نمی‌شود. دموکراسی‌یی که هدفش دولت‌شدن است گور خودش را به‌دست خود می‌کند.

آن فرهنگ دموکراسی که دموکراسی تمثیلی به توسعه آن پرداخته، امروزه نه تنها در میان رده‌‌های ممتاز اجتماعی محصور مانده، بلکه ازمنافع خلق‌‌‌ها نیز فاصله گرفته است. توسعه جامعه‌ی مدنی نیز این کیفیت را چندان تغییر نمی‌دهد.

شهرداری‌‌های آزاد و مدیریت‌های بومی در برابر مدل دموکراسی تمثیلی که شبیه مدل دولت مرکزگرا و ممتاز است، عرصه‌یی مهم در پیشبرد دموکراسی توده‌یی می‌باشد. امروزه مدیریت‌های بومی نقش برجسته‌یی را در توسعه‌ی دموکراسی ایفا می‌کنند. اما در صورت بومی‌ماندن زیاد آنها، آشکار است که دچار افق دید محدودی شوند و این وضعیت همیشگی است. در حالی‌که مرکزیت‌گرایی خطری برای دموکراسی است، بومی‌گرایی نیز به علت اینگونه گرایشات محدودساز، خطر مشابه دیگری است که در برابرمان قدعلم می‌کند.

با علم به این واقعیت, احتیاج به مدلی برای توسعه و تعمیق دموکراسی آشکار است. این نیز کنفدرالیسم دموکراتیک است که متکی بر مدل سازماندهی از پایین و از میان توده‌های جامعه می‌باشد. این مدل سازماندهی دموکراتیک اقشار مختلف اجتماعی است و نه دولت. اقشار و بخش‌های مختلف اجتماعی كه از زحمتکشان، اجتماعات دینی، اتنیسیته‌یی، فرهنگی و دیگر بخش‌‌ها تشکیل می‌یابد, هر یک با سازماندهی در داخل خود، در انجمن‌های محلی نیز جای گرفته و کوردیناسیونی تشکیل می‌دهند که امور مشترک اجرایی را هماهنگ کند.

در کنفدرالیسم دموکراتیک, سازماندهی بر مبنای خودمدیریتی واحد‌‌ها و افراد، در سطحی که بتوانند در مقیاس شخصی بر مشکلات فائق آیند، اساس گرفته می‌شود. مشارکت فرد از پایین بایستی با اراده‌ی خود، موثر و آگاهانه باشد. اتحادیه‌های بزرگ در حدی بوده‌اند که نتوانسته‌اند بر مسایل و مشکلات فائق آیند و امکان مشارکت آگاهانه و بااراده را نداده‌اند. بنابراین فردی دموکرات و آزاد، سالم و دارای اعتماد به‌نفس ظهور نمی‌کند. در اتحادیه‌هایی که زمینه‌ی مشارکت آگاهانه در مقیاسی وسیع‌تر فراهم شود، اعتماد به‌نفس و وضعیت روحی و روانی فرد تاثیر بسزایی در توسعه‌ی سالم و دموکراتیزه‌کردن جامعه می‌گذارد و افرادی بوجود می‌آیند که در مقابل مشکلات و حساسیت‌‌ها از خود مایه بگذارند. در چنین معیاری فردی که مشارکت و اراده‌ی دموکراتیک او افزایش یافته، شناخت و آگاهی وی نیز ارتقاء یافته، در مقیاسی وسیع تر (در سرتاسر کشور و موضوعات بین‌المللی دیگر) همکاری و مشاركت و تاثیرگذاری بیشتری در رفع مشکلات خواهد داشت و به موضع‌گیری می‌پردازد. زیرا ارتقای سطح  آگاهی‌های بومی, فاکتوری اصلی در روند آگاهی‌سازی عمومی آن به حساب می‌آید. به لحاظ اینکه مشارکت و سازماندهی دموکراتیک نیرو‌های بومی در چارچوبی محدود قرار نگیرد، کنفدرالیسم, گشایش وسیعی را در این زمینه ایجاد می‌کند. برای مثال تعدادی واحد با حفظ هویت مستقل و ویژه خود در حد قابل توجهی کنفدراسیونی تشکیل دهند. به این صورت کنفدرالیسم از نظام مانع‌گرا در برابر مشارکت اراده و تاثیرگذاری فرد و مرکزیت‌گرایی که باعث خفقان جامعه شده گذار و دموکراسی را در پایین گسترش داده و از دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه‌ی محلی جلوگیری می‌کند.

شیوه‌ی کنفدرال سازماندهی‌های اجتماعی و نهاد‌های سیاسی مبتنی بر آن، نقش موثری در پیشرفت واکنش‌های دموکراتیک و دموکراتیزه‌کردن جوامع ایفا می‌کند. این نظام خصوصیات توسعه‌دهنده و تعمیق‌دهنده فرهنگ دموکراسی را داراست و بطور روزمره به گسترش آن می‌پردازد. در اروپای مدعی دموکراسی حتی علاقه‌ی توده‌ها به سیاست کاهش یافته است. شیوه‌یی از سیاست‌گریزی در جریان است. حتی مشارکت در تصمیمات مربوط به خود جامعه و توده‌ها نیز به وضعیتی دچار شده که باعث سیاه‌کردن سیاست شده است. اگر در اروپا وضع اینگونه باشد بایستی گفت که در دیگر کشور‌‌ها وضع به مراتب وخیم‌تر است.

کنفدرالیسم دموکراتیک سیستمی است که از اینگونه مضرات سیاست سازماندهی گذار نموده و توجه و علاقه‌ی خلق به سیاست در سطح قابل توجهی افزایش خواهد یافت. کنفدرالیسم دموکراتیک مستقیما جامعه و فرد را مخاطب قرار داده و از نزدیک به موضوعات پرداخته و دنبال می‌کند و شیوه‌یی از سازماندهی است كه پتانسیل سازماندهی اكثریت جامعه را داراست. این مدل در عین حال افراد را در تصمیمات دخیل نموده و آنها را پیگیری می‌نماید و بدین صورت، محیطی حیات‌بخش برای سیاست و سازماندهی ایجاد می‌کند. در این سیستم، سازماندهی، مشارکت و فرهنگ دموکراتیک و دموکراسی ایجاد و گسترش می‌یابد. بنابراین سازماندهی کنفدرال با ظرفیت گسترده‌تری از دموکراسی نمایندگی موجب سازماندهی و مشارکت جامعه شده و امکان خلق جامعه‌یی دموکراتیک را در معنای واقعی فراهم می‌کند.

در دموکراسی تمثیلی کنونی هم طرز و هم نظام سازماندهی از مرکز به پایین می‌باشد. در راس هرم بجای خلق سیاستمداران حرفه‌یی و یا بروکرات‌های سیاسی جای می‌گیرند. اینان از خلق گسسته‌اند. بیشتر نسبت به دولت و بخش‌هایی که اتکای اصلی آن‌‌ها هستند حساسیت نشان می‌دهند تا به خلق. سازماندهی کنفدرال برخلاف آن عمل می‌کند. بخش مهم و موثر توان تصمیم‌گیری و سازماندهی قاعده می‌باشد. همچنین به جای نظام تصمیم‌گیری و اجرایی مدیریت‌های امروزی، توده‌ها و انجمن‌های بومی تشکیل شده از طرف آن تقویت می‌شوند. قابل توجه است كه در این مدل، کوردیناسیون‌های قبلی بجای مدیریت فقط جهت کوردینه و اجرا متعهد و مسوول می‌شوند.

هر واحدی که در سازماندهی‌ كنفدرال جای می‌گیرد در حدی چشمگیر استقلال خود را داراست. چرا که مسوول مناطق تحت سازماندهی خود می‌باشند. مطابق حوزه‌ی عملکرد کنفدراسیون‌‌ها، واحد‌های جغرافیایی که از سازماندهی‌‌‌های مختلف تشكیل می‌شوند در مقیاس مذكور می‌تواند ایجاد گردد. هر واحد جغرافی "واحد‌های محلی" سازماندهی‌هایی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) با کارکوردهای مختلف را از طریق سازماندهی کنفدرال تشکیل می‌دهد. اتنیسیته‌ها، گروه‌های فرهنگی، زنان، جوانان و دیگر اقشار و طبقات اجتماعی مطابق اصول کنفدراسیون به سازماندهی خود می‌پردازند.

 کوردستان را می‌توان چهار عرصه‌ی سازماندهی کنفدرال دموکراتیک ـ به همراه سازماندهی‌های مختلفی كه در هر واحد‌ جغرافی جای می‌گیرندـ دانست. مجالس و انجمن‌های کنفدرال منطقه‌یی در کنار انجمن‌های محلی ایجاد می‌شوند.مابین این سازماندهی‌ها رابطه‌یی کوردینه‌یی (هماهنگ‌كننده)  همانند نقش نظارت عمل می‌كنند. این را برای نمونه ذکر کردیم. چگونگی شکل‌گیری کنفدراسیون‌های دموکراتیک که معیار‌های محلی و بومی، کوردیناسیون و سازماندهی آن را می‌سازند با بحث و گفتگو تبیین می‌شود. زن، جوان و دیگر بخش‌‌ها‌ی اجتماعی با سازماندهی خود می‌توانند این کنفدراسیون‌‌ها را به قدرت بسیار تاثیرگذاری برسانند. این‌‌ها دموکراسی را در جامعه تاثیرگذارتر خواهند کرد و نیروی مهم ارتقای روح و دینامیسم جامعه هستند. نقش دموکراتیزه‌کردن جامعه را ایفا کرده و نیز دموکراسی را غنی کرده، تعمیق داده و همه بخش‌‌ها را سازماندهی می‌نماید. جایگیری این اقشار در کنفدرالیسم دموکراتیک از اهمیت شایانی برخوردار است.

 

سوسیالیسم، بدون پیشرفت دموکراسی تحقق نمی‌یابد

«تمام این‌‌ها "مقصود سازماندهی‌های دموکراتیک و نتایجی که به آن اشاره شده است" برای چاره‌یابی مشکلات نشان‌دهنده‌ی راه‌حل می‌باشند. مفهوم سوسیالیسم من اینست: مفهوم سوسیالیسمی متکی بر دولت و رئال سوسیالیسم را با آن بجا و درست نمی‌بینم. مفهوم کنفدرالیسم دموکراتیک كه من می‌گویم، اینست. در صورت عدم پیشرفت دموکراسی، سوسیالیسم تحقق نمی‌یابد. با هژمون‌خواهی شوروی یکی نشد. شوروی همانند دولت کاهنی سومر بود؛ چین نیز همانگونه. از این جهت در مقابل ایالات متحده آمریکا یارای مقابله را ندارند. وضعیت کنونی خاورمیانه نه در مراتب بالا‌تر آمریکا را قبول دارد و نه در مراتب پایین خلق را. در این میان مدیریت‌‌ها در تنگنا قرار گرفته‌اند. لذا یا در خود تحول ایجاد خواهند کرد و یا در مقابل فشار‌های آمریکا له خواهند شد. موج ملی‌گرایی جدید همانگونه كه در گذشته پیروزی به‌دست نیاورد، امروزه هم به‌دست نمی‌آورد. کنفدرالیسم دموکراتیک در حکم درمان این درد می‌باشد.

ایالات متحده با شعله‌ور ساختن ملی‌گرایی یک سده دیگر را به سوی هزیمت سوق داد. از این‌رو بخاطر اینکه مبادا این قرن نیز دچار تخریبات گردد، بایستی کنفدرالیسم دموکراتیک را از قاعده سازماندهی کرد. این‌‌ها خطوط اصلی من هستند. بایستی سوسیالیسم متکی بر دموکراتیزاسیون باشد. قبلا جوهر و ماهیت برنامه‌ی آن را در شش ماده توضیح داده بودم. ایالات متحده دموکراتیزه می‌شود؛ ترکیه نیز همین‌طور؛ جنبش کورد نیز همچنین. اشتباه تلقی نشود, نمی‌گویم که ترکیه کنفدرال باشد. می‌گویم که جمهوری، در عین حفظ ساختار یونیتر خود, دموکراتیک باشد. به بارزانی و طالبانی اعلام می‌کنم که بجای دولت، کنفدرالیسم دموکراتیک کوردستان مناسب است. در چنین حالتی بایستی با جمهوری ترکیه رابطه‌یی دوستانه داشته باشند. کنفدرالیسم دموکراتیک، ملی‌گرایی کرد نیست. سازماندهی دینی، فرهنگی، جنسی و سازماندهی‌هایی از این قبیل است. من به این‌‌ها سازماندهی فرهنگی و ملی دموکراتیک می‌گویم. در هر روستا، کومونی دموکراتیک پدید می‌آید. کنفدراسیون از ترکیب تمامی این‌‌ها و هر نوع سازماندهی فرهنگی تشکیل می‌شود. بایستی بصورت اصول اساسی ما بازتاب داده شود. این را کنفدراسیون دموکراتیک بدون دولت می‌نامم.

برای کوردها نیز مدل مناسبی است. کوردها بدون اینكه در مرز‌های موجود تغییری ایجاد كنند، می‌توانند میان خود کنفدرالیسم دموکراتیک کورد را تاسیس کنند. تمام بخش‌های کوردستان، بدون دست‌زدن به مرز‌‌ها و بدون اینکه مرز‌‌ها را مانعی جدی بپندارند، می‌توانند مرز‌‌ها را به‌عنوان پلی ارزیابی کرده و به توسعه‌ی کنفدرالیسم دموکراتیک همت بگمارند. کوردها روابط سیاسی، فرهنگی میان خود را تحکیم می‌بخشند. بجای از میان‌برداشتن مرز‌‌ها، ساختن پلی از آن‌‌ها ضروری است. این به ضرر هیچکس نیست. اگر این كار را نکنند، دریایی از خون جاری می‌شود. کوردها، تنها در این صورت می‌توانند از مرحله‌یی خونین رهایی یابند. دموکراسی کورد بدون خونریزی، اینگونه ایجاد می‌شود. در غیر این صورت دوره‌یی خونین همانند اسراییل فلسطین را تجربه می‌کنند. این راهکار، کوردها را از غرق‌شدن در دولت ملی نجات می‌دهد. لازمه‌ی این نیز, بازشدن در‌های دموکراسی به روی دولت‌های ملی است. این باعث خواهد شد کوردها به ملتی دموکراتیک تبدیل شوند. این دستاوردی گرانقیمت می‌باشد. نبایستی ترکیه، ایران، سوریه و حتی دولت‌گرایی کورد مانع تحقق آن شود."